راه کج بود نشد تا به ديارم برسم
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
| #شهریار|
سوزش چشم من از لذت زیبایی توست
خیره بر تو شده ام ، پلک زدن یادم رفت !
|#ناصر_پروانی|
بی تو
نه بوی، خـاك نجاتم داد .
نه شمارش ستـاره ها تسکینم،
چرا صدایم کردی ؟
چرا ؟
| #حسین_پناهی |