دقیقا همونجایی که جودی ابوت میگه؛
شاد بودن سخته ولی تو قوی تر از این
حرفایی .
وصالِ ما به چه مانَد؟ (به گریه پرسیدم)
به خنده گفت که: سهراب و نوشدارو را !
|حسین جنتی|
انگار که یک کوه
سفر کرده از این دشت...
آنقدر که خالی شده
بعد از تو جهانم...!
|#فاضل_نظری|
چه جرم رفت که با ما سخن نمیگویی
جنایت از طـرف ماست یا تو بـدخویی
هـزار جان بـه ارادت تـو را همیجویند
تـو سنگ دل به لطافت دلی نمیجویی
|#سعدی|
قطار مترو تورو مثل مروارید توی خودش کشید و دراشو روت بست. نیمی از من با من برگشت، نیم دیگه م اما بازم روی نیمکتای آبی رنگ ایستگاه تئاتر شهر جا موند. قطار رفت. قطاری که قلب من بود. چشم تو پنجره هاش.
سرت که روی شونه ی راستم بود، درست چند دقیقه قبل از اینکه بری، بوی عطرت روی آستینم جا موند. گفتم:«از الان تا هروقت که باز ببینمت، هر خیابونی، هر دختری، هر چیزی که بوی عطر مونت بلک تورو بده، منو یاد تو میندازه».
دروغ گفتم. عصر همون روز عطرت از روی لباسم رفت. چند روز بعد فکرشم نمیکردم یه روز وسط یکی از کثیف ترین ساندویچی های شهر یادت بیفتم. راستش دنبال یه چیز خاص تر میگشتم، فکر میکردم چیزی که قراره تورو یادم بیاره باید خیلی خاص تر و شیک تر از یه ساندویچ باشه.
امروز موقع ناهار وقتی که به هرچیزی غیر از تو فکر میکردم، با دیدن یه ساندویچ یاد تو افتادم. درست بعد از اولین لقمه با خودم فکر کردم چقدر زندگی بدون تو برام شبیه ساندویچ بدون نوشابه س. شاید سیرم کنه، ولی اصلا بهم نمی چسبه.
| محمدرضا جعفری |
- آینه آفتاب ؛
وصل او را از خدا می خواستم تا قبل از این! دیدمش با دیگری... دست از دعا برداشتم.
تو را بیروسری دیدم عجب توفان دلچسبی ،
تشکر باد ِ پاییزی ، تشکر از وزیدنها .
" أعدّی لی الأرض کی أستریح
فإنی أحبّک حتى التعب... "
زمین را برایم آماده کن
تا استراحت کنم
که من تو را تا مرز خستگی دوست دارم...
| محمود درویش |