eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
937 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ناز یار و.... چشم نرگس هر دو باهم دل برند من میان ناز و چشمش ناز را طالب ترم... ||
من که از زیبایی لبخند تو دِق کرده ام کاش میشد روی چال گونه ات دفنم کنند
یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم بی محکمه زندانی بازوی تو باشم!
  عزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا بر آید؛ چیست فرمان شما؟ ||
اگر از تو درباره غزه پرسیدند ؟ بگو : به آنها در آنجا شهیدی است ، که شهیدی آن را حمل می کند ؛ و شهیدی از وی عکس میگیرد ؛ و شهیدی او را بدرقه می کند ؛ و شهیدی بر وی نماز می خواند . ||
می‌دانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم ... ||
چرا اینقدر تلاش میکنی؟!
با اخم جذابی! ولی وقتی که می‌خندی‌ در من نمی‌دانی چه غوغایی چه آشوبی‌ ست... ||
بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز... با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز... هی فکر می‌کنم به تو و خیره می‌شود چشمم به چند نقطه‌ی ثابت تمام روز زردند گونه‌های من و خاک می‌خورد آیینه روی میز توالت تمام روز در این اتاق، بعدِ تو تکرار می‌شود یک سینمای مبهم و صامت تمام روز گهگاه می‌زند به سرم درد دل کنم با یک نوار خالیِ کاست تمام روز «من» بی «تو» مرده‌ای متحرّک تمام شب... «من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...
از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیست از آخرین باری که کسی دوست داشتنش، دلخواهِ من باشه هم همینطور! خب مهمه! یکی که بلد باشه آدمو! دوس داشتنش به دلت بشینه. حرف زدنش، نگاهاش، بوی عطرش‌‌‌.... خلاصه یادم نیس دیگه! میدونی؟ حس می‌کنم یه آدم هزار ساله‌م که اوایل جوونیش یکیو دوس داشته، بعدم هیچی به هیچی... فکر کرده حالا اگرم نشد، نشد. فکر کرده حالا یکی دیگه میاد به جاش...ولی نیومد همین شد که دیگه حالمون خوب نشد دیگه تنهای تنهای تنها موندیم بعد ‏یهو به خودمون اومدیم، دیدیم وصله‌ی هیچکی نیستیم اونایی که دوس داریم دوسمون ندارن اونایی که دوسمون دارنو دوس نداریم میفهمی چی میگم؟ | اهورا فروزان |
گفته بودم؟ همه رنگی به تو می آید و وقتی می روی دنیای من سراسر بی رنگ می شود؟ | معروفی|
ز دنیا بعد از این پایین و بالا را نمی‌خواهم تو را دارم همین کافیست دنیا را نمی‌خواهم سخن را گرچه زیبا می‌کند پیچیدگی اما تو با من ساده صحبت کن معما را نمی‌خواهم به دستِ موج‌ها نسپار چون ماهی مرا هرگز! که من خو کرده‌ام با تُنگ، دریا را نمی‌خواهم از این قومِ خیانتکار دورم کن که من دیگر وفای دوستانی چون یهودا را نمی‌خواهم تو پیغام‌آور صلحی، منم شهری که در جنگ است مرا خالی کن از آشوب، غوغا را نمی‌خواهم ||