دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو، در کنارِ من بشینی؟ محال بود!
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ی ما بی مثال بود
نشنید ، لحنِ عاشقِ من را نگاهِ تو
پروازِ چشم هایِ تو محتاجِ بال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه ، با خیالِ تو بودم ، حلال بود!
|مریم حیدر زاده|
نزار قبانی میگه "زن اگر دوستت داشته باشه، می تونه برای پاسخ به دعوت تو، برای نوشیدن قهوه، از پاریس به دمشق بیاد و اگر قلبش رو به روی تو ببنده، خسته تر از اونه که یک حبه قند با تو بخوره..."
به نظرم مردها همینطورن، مردای عاشق کوه رو جابجا میکنن و کارای غیرممکن رو ممکن!
«ليتني أستطيع أن أُخبىء الأطفال في قلبِي
رَيثما تَنتهي الحروب! ..»
کاش میتوانستم کودکان را در قلبم پنهان کنم،
تا وقتی که جنگها تمام شوند..
_
أین المُعَدُّ لِقَطْعِ دابرِ الظَّلَمَة؟!
کجاست آنکه برای قطع
دنباله ستمگران آماده گشته است؟!..💔
-اللهمعجللولیکالفرج-