بازهم شب شد و شعری لب میدان گفتم
حسرت داشتنت را به خیابان گفتم
خسته از درد خماری به تو اندیشیدم
مست شد چشم من از عکس تو هذیان گفتم
مست بودم که به یاد تو دولیوان چایی
ریختم باتو چقدر از لب ایوان گفتم
چایی ام سرد شد و از دهن افتادولی
گرم بودم غزلی با لب لیوان گفتم
چه شبی بود من مست و خیالت درهم
داغ بودم کمی از حسرت باران گفتم
|#حسین_مرادی|
اسرائیلنمیداندکه؛
اگرتمامکودکانغزهرابکشد؛
بازهممادریکودکشرادرسبدی،
خواهدگذاشتوخدااورابزرگمیکند!
آنقدربزرگکهکاخفرعونیانرافروبریزد . .
_
HosseinFilo X BandeKhoda1_4004430844.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
فلسطین؛کلیدِ رمز آلودظهور امام زمان 'عج' است !
-مقام معظم رهبری-
به رسم صبر،باید مرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است،بغض گاهگاهش را نگه دارد...
پریشاناست گیسویى در این باد و پریشانتر
مسلمانى کهمیخواهد نگاهش را نگه دارد...
عصاى دستِمن عشقاست،عقل سنگدل بگذار
کهاین دیوانه تنها تکیهگاهش را نگه دارد...
بهروى صورتم گیسوى او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگانِ رو سیاهش را نگه دارد...
دلم را چشمهایش تیر باران کرد،تسلیمم
بگویید آن کمانابرو سپاهش را نگه دارد...
|#سجاد_سامانی|
من یاد گرفتهام
چگونه زخمهایم را
مثل پیراهنم بدوزم
من یاد گرفتهام
چگونه استخوانم را
مثل لولای در
جا بیندازم.
|#گروس_عبدالملکیان|
نسیمی هست؛ ابری هست؛ اما نیستی در شهر
دلم بیهوده میگردد خیابانهای خالی را...!