eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
934 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هزار حرفِ جگرسوز بر دهانم بود شکست بغضم و کارم به گفتگو نرسید.
ردپای نفست ماند و نفس گیرم کرد لشکر خاطره ات آه که تسخیرم کرد مثل تو هیچ کسی در دل من جای نداشت جُز تو این عشق مرا از همه کس سیرم کرد آسمان غم تو شوق پریدن راکشت بال پرواز مرا بست و به زنجیرم کرد مثل پاییز منم عاشق زارت بودم آخرش درد خزانِ تو زمین گیرم کرد رفته ای از بَرَم و از دل من بیخبری آه این خاطره ی لعنتی ات پیرم کرد |هادی نجاری|
چه کُلاهی به سَرَم رفت، کبوتر بودم یک نفر آمد و با شُعبده خرگوشم کرد ||
آنچه می‌جويی تويی و آنچه می‌خواهی تويی پس زِ تو تا آنچه گم کردی ره بسيار نيست... |عطار|
نوشته بود: کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم: از جنگ‌ها برگشته‌ام، با زخم‌ها و موی سپید؛ و یاد گرفته‌ام صبور باشم و به تماشا قانع! |حمید سلیمی|
سلام بر حرف هایی که در قلب ماند.
بازنگرد، که عشقِ من نیمکتی در تفرجگاهی عمومی نیست که هر بار بخواهی آن را ترک کنی و هر زمان که بخواهی به آن بازگردی! ||
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد بر دلها!
‌ با من که برای تو به جنگ ها رفته‌ام، ستیز مکن..
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[آدمیزاد‌ است‌‌ دیگر؛دوست‌ دارد‌ دق‌ کند...]
گاهی باید رها کرد باید نخواست ، باید نداشت باید گریخت .... از انتطارهایی که آدم را پیر و دردهایی که آدم را شکسته می کنند .... ||
کمر خم کرد هر کس برد بارِ عشق را بر دوش جوان شد پیر، گل شد سر به زانو، بید شد مجنون ||