اگر مرده ای بیا و مرا ببر!
و اگر زنده ای هنوز
لااقل خطی،
خبری،
خوابی،
خیالی،
بی انصاف...
|#سيد_على_صالحى|
تو دل بستی به معشوقی که خود معشوق ها دارد
رها کن ای دل غافل خدای بت پرستت را..
"حَل شُدَن دَر دِلِ مَعشوقه که ایرادی نیست"
"چای هَم دَر دِلِ خود آب کُنَد قَندَش را :)"
بیا که بر سر آنم که پیش پای تو میرم
ازین چه خوشترم ای جان! که من برای تو میرم؟
ز دست هجر تو جان میبرم به حسرتِ روزی
که تو ز راه بیایی و من به پای تو میرم
بسوخت مردم بیگانه را به حالت من دل
چنین که پیش دل دیر آشنای تو میرم
ز پا فتادم و در سر هوای روی تو دارم
مرا بکشتی و من دست بر دعای تو میرم
بکن هر آنچه توانی جفا به سایهی بیدل
مرا ز عشق تو این بس که در وفای تو میرم
|#هوشنگ_ابتهاج|
وعده دادی وقت جان دادن، به بالین من آیی
جانم از هجرت به لب آمد، نمیایی؟ بمیرم؟..
☆
چشمان تو را پر از غزل خواهم کرد
در کام تو انگشت عسل خواهم کرد
بااینکه شـده بـهـای عشقت سنگین
یک روز ولی تو را بغل خواهم کرد!
|#جواد_محمدی_دهنوی|
گل چو خندید محال است دگر غنچه شود
سر چو آشفته شد از عشق، بهسامان نشود
| #صائب_تبریزی |
دلخوش به جمع کردن یک مُشت آرزو
این شادی حقیر! همین است زندگی...
| #فاضل_نظری |
ماه از هر سمت و سو ماه است همچون روی تو
دیدم از هر زاویه زیبایی ات بکر است و ناب
گرمی لبخند از آواز بنان برداشته
چشم از فیروزههای اصفهان برداشته
حس معصوم نگاه غرق در اعجاز را
از دعاهای مفاتیح الجنان برداشته
بعدها هرکس بخواند نقلی از زیباییش
از غزلهای من آتش به جان برداشته
عشق مدتهاست این روح سراسر درد را
برده بر بام جنون و نردبان برداشته
فکر کن گنجشک باشی و ببینی گردباد
جفت معصوم تو را از آشیان برداشته
بشکند دستش گلم هرکس تو را از من گرفت
کیسه باروت از ستارخان برداشته
| #حامد_عسکری |