از صبح نگاهش کردم تا نزدیکای غروب، هی گفت خسته نشدی؟
گفتم خسته کدوم بود؟
گفت هیچی، راحت باش.
موهاش رنگ شب بود، خودش رنگ روز، یه آدم عجیبی بود،
انگار خورشید باشی و همزمان ماه هم باشی.
|#حمید_سلیمی|
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست؛
در و دیوار گواهی بدهند؛ کاری هست ..
|#سعدی|
تو حواس من بودی:))
از وقتی رفتی
همه سراغت را می گیرند
هی می پرسند
حواست کجاست؟!
-
دل باید به یک جا قرص باشد!
صاحاب داشته باشد، دل بیصاحاب
زود نخکش میشود، چروک میشود،
بوی نا میگیرد، بید میزند
|#حامد_عسکری|
- آینه آفتاب ؛
روی منبر می روی دعوت کنی سوی خدا؟ لا مروت! هر که چشمانت ببیند، خود به خود مومن شود...
_ گَر لبانت مُهر و دامانت بُوَد جایِ نماز
من رِکوردِ جعفرِ طَیّار را خواهم شکست .
گفت :
‹ عشق نه ، بیا تا همیشه دوست بمانیم ! ›
دستش را رها کردم گفتم :
‹ ببخشید ما به کسی که برایش روزی چندبار از درون فرو میریزیم دوست نمی گوییم ! ›
-
شبی پرسیدم از دلبر،چه فن در عاشقی خوش تر؟
فشاند آن زلف چون عنبر به رخ یعنی "پریشانی"
یکبار هم هوشنگ ابتهاج در مصاحبهای گفت:
«اصلاً کسی دنبال آدم نمیگردد.
همه ما اینطوریم.
آدمها غریب و بی پناه ماندهاند.
دارند در خودشان میپوسند.»؛
انگار که رسم دنیا باشد.
یا به میدان نیا، یا تمام بیا. هیچ موجودی نفرتانگیزتر از عاشقِ نیمبند نیست.
|نادر ابراهیمی|
من می توانم
جای سیگار نقاشی بکشم
با دوغ مست کنم
با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم
و به جای تو
بالشتک دوران کودکی ام را در آغوش بگیرم. . .
تو برای فراموش کردن کسی که بی نظیر
دوستت داشت
چه خواهی کرد؟
|#رسول_ادهمی|