مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال، نصیبی نمی برید از من
زمین سوخته ام، ناامید و بی برکت
که جز مراتعِ نفرت نمی چرید از من!
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظارِ نفس هایِ دیگرید از من...
هدایت شده از پر از هیچ؛'
ازت بدم میاد خیلی نامردی
اگر قابل حله که بفرمایید پیوی ببینم چیشده.
ابری که میگذشت، به آهنگ گریه گفت
دنیا مکان ماندن ما نیست، بگذریم....
|#سجادسامانی|
او نگفت دوستت دارم،
اما نامه اش را اینگونه تمام کرد:
بال تو را میبوسم پرنده قلبم....
|فرانتس کافکا|
«دوست داشتن را در چشمى بجوى
که حتى وقتى بسته است
روياىِ تو را ببيند.»
|فرانتس کافکا|
.
دیگر نخواهم گشت عاقل، چای لطفا!
من... یاد تو... افکار باطل، چای لطفا!
تلخ است کام من شبیه قهوه ی ترک
غمباد جا خوش کرده در دل، چای لطفا!
می گردم عمری مثل آهوی پریشان
دنبال تو منزل به منزل، چای لطفا!
دکتر برای درد قلبم نسخه پیچید
بی دارچین، با اندکی هل، چای لطفا!
تو، هم چنان از خاطراتم می گریزی
من، فکر و ذهنم بر تو مایل، چای لطفا!
خم شد غرورم زیر پای بی محلیت
من له شدم، اما چه حاصل؟ چای لطفا!
وقتی که دست از آرزویت برندارد
باید گرفت این قلب را گل، چای لطفا!
دیگر بریدم از تمام دلخوشی ها
مبهوت و گیج و منگ و غافل، چای لطفا!
سیرم من از دنیا و از نامردمی هاش
اصلا کمی زهر هلاهل... چای لطفا!
|#نفیسه_سادات_موسوی|
_ قهر؟ باشَد! یادگاریهایمان را پس دهیم؟!
بوسهیمنرابیاور،بوسهیخودرابگیر🤝
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او می رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم
ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم
تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست
از غیرتمان بود، نوشتند حسودیم
جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم
پیگیر پریشانی ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ی او زود به زودیم
بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم، فرازیم و فرودیم
یک روز میاید و بماند که چه دیر است
روزی که نفهمد که چه گفتیم و که بودیم
بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم
| #حامد_عسکری |