مشت میکوبم بر در
پنجه میسایم بر پنجرهها
من دچارِ خفقانم خفقان
من به تنگ آمدهام از همهچیز
بگذارید هواری بزنم...
|#فریدون_مشیری|
- آینه آفتاب ؛
_
کاش ذکری یادمان میداد در باب وصال
در مفاتیح الجنانش شیخ عباس قمی!
همين تو
كه حتى فكرش را هم نميكنى
ميتوانى دليل حال خوب یک نفر نفر باشى؛
خودت را دريغ مكن ..!
|#علی_قاضینظام|
اونجا که فاضل نظری میگه:
تا بفهمم چیست صدبار از خودم پرسیدمش
عشق آسان بود، اما من نمیفهمیدمش
دست او در دست من بود و دلش با اینُآن
باز اگر یک جو پشیمان بود،میبخشیدمش
از تب غیرت ندیدم آتشی جانسوزتر
در کنارم بود و من با دیگران میدیدمش
هیچ عشقی از خیانت نیست ایمن، اینبلا
تا نیامد بر سرم افسانه مینامیدمش
با دلم گفتم ببوسش تا فراموشش کنی
گفت اگر میخواستم آن روزمیبوسیدمش
به رویم چشم میبندی،جهان تاریک میگردد...
نِگاهَت را دَریغ از من مکُن اِی ماهِ بیرحمم!
لبانت جامِ شراب استُ از آنبه ما نمیدهی ؟
عیبی ندارد عزیزم من نخورده مستم .
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگِ دهنآلودهی یوسف ندریده!
بس در طلبت کوششِ بیفایده کردیم
چون طفلِ دوان از پیِ گنجشکِ پریده!
عشق یک واژه است بعد از تو
خانه ام از سکوت لبریز است
تو مبادا به فکر من باشی
فکر کردن به من غم انگیز است
خوب شد نیستی ببینی که
دوستدارت هنوز هم تنهاست
او که تکرار میکند با خود
اشک تنها سلاح بی کس هاست
مرد هایی که خوب میبینند
مثل من از بقیه پیرترند
خاطره های کمتری دارند
مردهایی که سربه زیر ترند
وهم من بیش از این نمیخواهم
علت بغض و هق هقت باشم
تو برای خودت کسی هستی
من نباید که عاشقت باشم
|#سیدتقی_سیدی|