دیدم این مشهد چرا هی بیقراری میکند
جای باران، سیل در این شهر جاری میکند.
دیر فهمیدم که او اندر فراق خادمش
عزم خود را جزم دارد گریه زاری میکند!
-
هدایت شده از . قِطعهبهشت | مُحِبْ -
مجال نمیکنیم پیرهنهای سیاهمان را
چند روزی در کمد بگذاریم !
ما امت همیشه داغدار دائما زخمی . .
- عجمعلوی -
این همه سیل که از چشم خراسان میریخت
اشک بودهاست که اینگونه ز چشمان میریخت
پس عجب نیست که اینبار چرا در مشهد
غصه بیش از همهی خطهی ایران میریخت
با خبر بود حرم وقتی که پٰر میشد صحن
از چنان حزن که در هیکل باران میریخت
آخرش درشب میلاد عجب قیمت یافت
گوهری دیده که در محضر سلطان میریخت
خاطرت هست که بر گونه فشاندی اول؟
بعد از لای محاسن که به دامان میریخت
به گمانم که به آغوش رضا افتادی
قطعه های بدنت وقتی که از جان میریخت
-
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی
وقت رفتن است.
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظهٔ عزیمت تو ناگزیر میشود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
|#قيصر_امين_پور|
هدایت شده از بینهایت
چون تو را نوح است
کشتیبان...
زِ طوفان غم مخور! 🌪
ـ سایزاستوریوپروفایل
#استوری
♾ @binahayat_ir
غم هجران تو، ای دوست، چنان کرد مرا
که ببینی نشناسی که منم یا دگری؟
|#عراقی|
در جادهی بیمقصد رفتیم و گریزی نیست
دنیایِ مرا گشتند جز عشقِ تو چیزی نیست..!
-