ریزه میزه قد فنچ است و زبانش بس دراز...!
گرچه کوچک ، نصف او زیرِ زمین پنهان شده!
#اندراحوالاتدخترایقدکوتاه
دل من عادت داشت،
که بماند یک جا
به کجا ؟؟ معلوم است !
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت،
که بماند آنجا
پشت یک پرده ی توری،
که تو هرروز آن را به کناری بزنی
دل من ساکن دیوار و دری،
که تو هرروز از آن میگذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه ی یک باغچه بود،
که هرروز به آن مینگری
راستی ! دل من را دیدی ؟!
آن را گم کردم ...
|#اخوان_ثالث|
چشمهات4_5850287284456259899.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
*چقد دلم میخواست زندگی کنم،نشد!
اونجاکه سجاد سامانی میگه :
عطـرِ موهـایت قـرار از شهـر مـیگیـرد بگو
دل ربودن را کدام عطار یادت داده است؟
میروم، در غم این رابطه آزار نکش!
نقشهی فاصله با زحمت بسیار نکش
گفتم احوال تو را از نگهت میفهمم
خواندهام حرف تو را منّت خودکار نکش؛
گفته بودم به تو از شخص تو نزدیکترم،
حال دورم بهخدا زحمت دیوار نکش!
آنقدر دور که فرقی نکند بیشترش
برو خوش باش و دگر اینهمه سیگار نکش،
بعد از این منتظرت نیست کسی زود نیا
تن خود را تو به این خانه به اجبار نکش؛
روزها یاد تو کافیست تو دیگر همه شب
جای خالی به رخ دیدهی بیدار نکش
عکس اگر داشتی از یارِ دگر پنهان کن!
پیش چشمِ من ِحبسِ ابدی، دار نکش
من خودم خستهام از عاشقی یکطرفه
میروم، در غم این رابطه آزار نکش...
|مریم صفری|
داستایفسکی میگه :
« زنی که کتاب میخواند، به آسانی عاشق نمیشود؛ او تنها به دنبال همتای معنویای است که با جزئیات کوچکش تشابه داشته باشد.»
-
آه از آن پرسش که دیر آمد سویِ بیمارِ خویش
مرده بودم، حالِ من از دیگری پرسید و رفت!
غمگین و دلگیرم، پر از گریه و سکوت...
مانند بچه ای که مادر نخواهدش!
|#طاهره_اباذری_هریس|