تو وقتى درس ميخوانى حواست مى پرد از من
به درس و بحث و تحصيلت حسادت مى کنم اصلا"...
آنکه می گفت :
منم بهر تو غمخوارترین !
چه دل آزارترین شد
چه دل آزارترین...
|#فریدون_مشیری|
از من چه مانده در قمار آرزوهایم
میبازم و "تقدیر" و "قسمت" نام میگیرند!!
|#وحید_سرآبادانی_امید|
چون سبویی که شکستهست و رخِ چشمه نبیند،
کو امیدی، که دگرباره همآغوش تو گردم؟
لالهی صبحِ بهارم که درین دامنِ صحرا
آتشِ داغِ گلی شعله کشد از دم سردم!
|#محمدرضا_شفیعی_کدکنی|
دوباره طبق معمول همیشه دیر کردی
مرا یکبار دیگر با خودم درگیر کردی
دلم میجوشد انگاری شبیه سیر و سرکه
کمی دقت به ساعت کن،ببین! تاخیرکردی
نه یک زنگی،نه حتا یک پیام خشک وخالی
مرا کردی مچاله ، کنج خانه پیر کردی
هزار و یک خیال منفی و بد میکنم خب
مبادا دل به او دادی ، همانجا گیر کردی!!
نمی گویم که با مردم نباید گفتگو کرد
ولی شاید دلت را بینِ شان تکثیر کردی
تو اصلن حال و احوالی نمی پرسی جدیدا
تو اصلن تازگیها ساکتی، تغییر کردی
|#علی_قهرمانی|
پک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الا نوعی لجاجت با خود، و حتی لجاجت در تداوم نوعی عادت.
عجیب ترین خوی آدمی اینست که می داند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام می دهد و به کرات هم.
هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت با خود به سر می برد, و هیچ دیگری ویرانگر تر از خود آدمی نسبت به خودش نیست!
|#محمود_دولت آبادی|