بسیار دستوپا مزن ای دل به زلف یار
تسلیم شو، که رشتهٔ صیاد محکم است!
|#لسانی_شیرازی|
چنان گرفته تو را این وجود پیچکیام
که گویی از تو جدا نه، که با تو من یکیام
|#حسینمنزوی|
خاصیت جمعه همین است ،
کودک درونمان فعال میشود
بهانه گیر میشویم
دلمان همه چیز میخواهد
یک آغوش
یک چای دو نفره
یک پنجره باز
یک حال خوب
فقط یکنفر باید باشد
که حالت را بفهمد
که آرام شوی
همیـن ...
|حسین عربی|
آیا این عجیب نیست
وقتی دلمان هوای رسیدن کند،
راهها طولانی میشوند؟!
| أدهم الشرقاوی |
صبح آمد، حضرت خورشید لبخندیبزن...
چای میچسبد کنارِقند لبهای شما!
|#طاهره_اباذری_هریس|
گویی مقدر شده بود
که اینگونه زندگی کنیم
در میانِ همه چیز بلاتکلیف بمانیم
آنچه پیش میآید را دوست نداریم
و هر آنچه را دوست داریم پیش نمیآید...
|#احمد_خالق_توفیق|
حال خود گفتی: بگو ،
بسیار و اندک هرچه هست
صبر اندک را بگویم ،
یا غَم بسیار را ؟
|#هلالی_جغتایی|
ديريست كه دل ، آن دلِ دلتنگ شدنها
بیدغدغه تن داده به اين سنگ شدنها
آه ای نفسِ از نفس افتاده ! كجایی ؟
در نایِ نی افتادن و آهنگ شدنها
كو ذوق چكيدن ز سرانگشت جنون ؟ كو
جاری به رگِ سوختهی چنگ شدنها ؟
زين رفتنِ كاهل ، چه تمنای فتوحی ؟
تيمور نخواهی شد از اين لنگ شدنها
پای طلبم بود و به منزل نرسيدم
من ماندم و فرسودهی فرسنگ شدنها
|#ساعد_باقری|
ما که خودمان را پنهان می کنیم؛
در تابستان،
در چمدان های نقره ای،
در سفرهایی به سمت شمال،
در عکس های دسته جمعی،
در باران،
در شادی مرطوب دریایی در رامسر،
رنج
چگونه آدرس ها را پیدا می کند... !؟
|#محسن_بیدوازی|