هدایت شده از پرازهیچ'؛
از سر شب که به تسخیر خیالت بودم
دیده میکرد تماشا دل بیزار مرا(؛
هدایت شده از پرازهیچ'؛
وقتی میبینی دوستات یکی یکی دارن میرن از پیشت و خاطره هاشونُ برات یه البوم میکنن که تو ذهنت فقط با خاطراتشون خوش بگذرونی، حرف بزنی و...
با هر رفتن، یه تیکه از وجودت کنده میشه و همسفر بقیه زندگیشون میشه💔(:
هدایت شده از پرازهیچ'؛
نمیتونم هضم کنم رفتارشونو
حرکاتشون، طرز صحبت..
برای همینه که تو دلم گریه میکنم براش.
- آینه آفتاب ؛
«هنگامی که فقر از در وارد شود، عشق از پنجره میگریزد»
«خالی میکنن پشتتو؛ حتی سایه ها-!»
هدایت شده از شاھبیت
ساعتی که ایستاده ، شمعی که تا انتها سوخته
ساعت باز کار خواهد کرد
شمع از ذره های خود دوباره ساخته
میشود
فقط بار اول بود که نگران پایان عمرشان بودم
دفعه بعدی ..
به فکر مرهمی برای زندگی دوباره
𝄒 ѕнαнвєιʏт .
هدایت شده از - ۅیـࢪان -
درون من را هیچکس نمی تواند ببیند
حتی نزدیکترین کسانِ من، تازه چه میتوانند بکنند؟!
در نهایت احساس همدردی..
- vιιʀᴀɴ -
هدایت شده از - هیـوٰآ -
دردم از یاࢪ اسٺ و درمان نیز هم ؛
دݪ فداۍ او شد و . . .
جان نیز هم !