گفتم ای عقل شیطنت هایش
شور و حال جوانی اش بودہ ؛
گیرم اصلا غریبه را "بوسید"
از سر مهربانی اش بودہ...!
هدایت شده از پرازهیچ'؛
أن تفتح قلبك لأحدهم
يعني أن تقول له: تفضَّل هذا مفتاح دمعي، وهذه كلمة مرور أوجاعي...
باز کردن قَلبت
به روی کسی یعنی به او بگویی: بفرما! این کلید اشکهام، این هم پسورد دردهام...!
کلمات همیشه این قدرت را ندارند
که آدم های خیلی خوشحال
یا خیلی غمگین را راضی کنند،
زیرا آخرین حد بیان خوشحالی زیاد
و یا غم زیاد،
سکوت است.
_آنتوان چخوف
هدایت شده از ضآقَقَلب:)
ضآققَلب؛
ب معنای پریشانی قلب،
همانند پریشانی قلب من در حضور توست:)،
همانند قلبی پریشان ک دچار تو میشود دلبر؛)
سرنگ ها همگان قرمز
و رنگ ها همگان قرمز
سماع مولیان قرمز
جهان کران ب کران قرمز .. ک نقشی از رژ گل گونت هنوز بر لب این جام است ..
بگو ستاره ی دردانه در انزوای رصد خانه کدام کوزه شکست آن روز .. ک با گذشتن نهصد سال هنوز حلقه ی دستانش ب دور گردن خیام است :))))))
Alireza Ghorbani ~ Music-Fa.Com1_1419348253.mp3
زمان:
حجم:
16.5M
نمانده در دلم دگر توان دوری
چه سود از این سکوت و آه از این صبوری '!
چ حکمتیست در این مُردن ؟
در عاشقانه ترین مُردن ..
و مغز را ب فضا بردن
و گریه را ب خلا بردن
چ حکمتیست ک در آغاز نگاه من ب سرانجام است؟ ))))
"أحيانًا
لا نريد الشفاء
لأن الألم هو الرابط الأخير لما فقدناه"
بعضی موقعها،
خودمون دوست نداریم حالمون خوب شه؛
چون «درد»، آخرین حلقهی اتصالمون به چیزیه که از دست دادیم.