°
قرارمان فصل انگور
شراب که شدم بیا
تو جام بیاور و من جان
هراسی نیست
فقط تو خوش باش !
همین مرا کافیست .
-رحمان عباسی
-اگر معلم شیمی شدید راستگو باشید و گرماده ترین واکنش را "بغل " معرفی کنید(((:
که عشقِ تو
لاعلاجترین بیماریست،
و من تا استخوان به آن مبتلا.
مرا حتّی لحظهای
آرزوی شفا یافتن از تو نیست.
نیستیم
به دنیا میآییم
عکس یک نفره میگیریم!
بزرگ میشویم
عکس دو نفره میگیریم!
پیر میشویم
عکس یک نفره میگیریم
و بعد
دوباره باز
نیستیم!-
-حسین پناهی
هدایت شده از پرازهیچ'؛
گفته بودی که وفـاداری و رفتی با غیـر
ما نمُردیـم و بدیدیـم وفــا را؛ به به!
مِهر با اجنبیان، ظلم بـه یــارانِ خودی
بـه کمالات رسانـدی تـو جفا را؛ به به!
ای که میگفت بــه مـن "زنده نمانم بی تو"
بی مـن آمــوختـه ای راه بقا را؛ به به . .
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.