نپرس حال مرا تا غزل به لب دارم
خودت بفهم که حالم بد است و تب دارم...
فقط بگو لقب "شاعری" به من ندهند
بگو که من دل خونی ازین لقب دارم
و بی تو این همه شعری که هیچ می ارزند
و بی تو دفتر شعری که بی سبب دارم
تو چند ساله شدی؟! آه! چند ساله شدم؟
کجا دگر خبر از سال و ماه و شب دارم؟
بیا و این دم آخر کنار چشمم باش
مباد بی تو بمیرم ... چقدر تب دارم !
نجمه زارع🌿
دلم تنگست این شبها،یقین دارم که میدانی
صدای غربت من را،ازاحساسم تومیخوانی
شدم ازدردتنهایی،گلی پژمرده وغمگین
ببارای ابرپاییزی که دردم راتومیدانی
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چراای مرکب عشقم،چنین آهسته میرانی؟
تپش های دل خسته چه بیتاب و هراسانند
به من آخر بگو ای دل، چرا امشب پریشانی؟
دلم دریای خون است و پرازامواج بی حاصل
درون سینه ام آری ، تو آن موج هراسانی
همواره قلب بیمارم به یاد تو شود روشن
چه فرقی می کند اما ، تو که این را نمی دانی
عشقت چرا تاوان من شد
رفتی غمت پایان من شد؛از هر گناهی توبه کردم
چشمان تو ایمانِ من شد
- آینه آفتاب ؛
《آخر آدم با تو باشد، پیر میگردد مگر؟!》
《ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ هستم، ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ.》
هدایت شده از نبض"
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ ورژن کشمیریِ #سلام_فرمانده :)
فکرشو بکن سازمان RSS توی هند بلحاظ کار تبلیغاتی و زورکی خودشو کُشته، باز یه عده تو شمال هند و منطقه کارگیل (جایی بین چین و هند و پاکستان) میان ازین سرودا میخونن :)))
👤 مجید کریمی