خواستنت تعطیلی ندارد
ولی صبحِ یکشنبه که میشود
انگار دوباره باید
دوست داشتنت را از سر گرفت🦕
تتطلب منی الحیا نسیانک
و هذا ما لایستطیع قلبی تفهمه
زندگی از من میخواهد
که فراموشت کنم و این چیزیست
که دلم نمیتواند بفهمد !
هدایت شده از Viirgooll|ویرگول
یه شوهرعمه دارم که اسمش حمیده و خیلی خسیس و لجباز و بددهن و نچسبه
بابام هروقت میخواد نصیحتم کنه میگه حمید صفت نباش
تو را چه کسی اسراف میکند؟
در حالی که من ،
به ذره ذره از تو محتاجم . . :))!
ـ دلِ من خسته شدۍ؛ آه کشیدن بلدی؟
روۍ خود پنجهی کوتاه کشیدن بلدی؟
مردمِ اینجا، خبر از عشق ندارند بیا !
کولهی درد بہ همراه کشیدن بلدی؟
من با شما حرف هایی دارم ،
که با کلمات نمی توانم بگویم . .
که حرف های من لابه لای آه ها ست '!
که حرف های من !
حرف هایی است که با اشک ها
جاری میشوند . .
"از زندگی با مردم، از حرف زدن، عاجزم!
کاملا در خود فرو رفتهام، به خودم فکر میکنم چیزی ندارم به کسی بگویم.. هرگز؛ به هیچکس!"