هدایت شده از - آشفتگیهبایدببخشید -
گفتم ای دل، نروی خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی بیبَر و بیبار شوی
نکند دام نهد؟ خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی، بیپر و بیبال شوی؟
نکند جام دهد؟ کام دهد، از لب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند، کافر و بیعار شوی؟
نکند مست شوی؟ فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی، کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟
نکُنَد دل نکَنی، دل بکَنَد، بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری، صبح که بیدار شوی؟
- آینه آفتاب ؛
https://eitaa.com/tavahoomat/579 بغلم کن. تن ما زخمیه از یه تیغ:)
میروم شاید فراموشَت کنم
با فراموشی هم آغوشَت کنم ...
شازده کوچولو چه قشنگ میگه:
گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود،اما ماندنی بود!
این ماندنش بود که اورا تبدیل به گل من کرده بود..
جناب سعی میفرماید که
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد ...