- آینه آفتاب ؛
یه زمانی تاجون داشتم بحث میکردم اما؛
الان نه،فقط ول میکنم میرم،نمیدونم پیر شدم یاعاقل یاهردو...(:
مثل نورى كه به سوى ابديت جاريست
قصه اى با تو شد آغاز كه پايان نگرفت...
- #فاضل_نظری
هدایت شده از بࢪگـسَبــزم🌱
لبخندِ تو آغازگرِ زندگیام شد
از کل جهان میگذرم گَر تو نباشی..؛
هدایت شده از ادامین
آقا امیرالمؤمنین علیهالسلام:
عذرخواهی بیش از حد
خطاها و اشتباهات را بیشتر جلوه میدهد..
_
- آینه آفتاب ؛
بدترینقسمتقویبودناینهکه؛
هیچکسنمیفهمهتوجدیجدیداریدردمیکشی.!
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب درحوض نبود
ماهیان می گفتند
هیچ تقصیر
درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
برق از پولک ما رفت که رفت
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد
چشم ما بود
روزنی بود به اقرار بهشت
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است
باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم..