eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
937 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
من فکر نان شب فقط بودم او از لب و از روسری میگفت در من زنی با درد می جنگید او از فنون دلبری می گفت   می گفت و من با بغض خندیدم می گفت و من صورت خراشیدم می گفت و من مردانه پوشیدم می گفت و زلفم را تراشیدم می گفت و می گفتم ولی افسوس دنیای ما با هم تفاوت داشت من احمقانه ریشه می دادم او احمقانه تر تبر برداشت دلگیرم از دنیای نامردی که بغض یک زن را نمی فهمد آغوش من آن جنگل بکری ست که راه آهن را نمی فهمد گفتم جهان نامرد نامرد ست نامرد یعنی پول داروهام نامرد یعنی قبض آب و برق نامرد یعنی درد زانوهام   نامرد یعنی خانه ای بی مرد نامرد یعنی دست خالی ، آه وقتی ببینی بچه ات بیمار افتاده روی تخت درمانگاه نامرد یعنی کیسه ی سیمان بر روی دوش طاقت بابا هی برجها قد می کشیدندو کوتاه می شد قامت بابا نامرد یعنی  جنگ در بین یک مشت حزب باد و ترسوها در خون گرمم غوطه ور بودم بر جانم افتادند زالوها آه از "جهان سست و بی بنیاد" ای وای"از این فرهاد کش فریاد" نامرد یعنی جوی خون در شهر یعنی خیابان امیر آباد نامرد یعنی  خانه ای بی سقف یعنی خدای بچه های کار سرمایه ی آن  تن فروشی که ای تف به تو دنیای لاکردار مادر مرا با بوسه راهی کن من از مسیرم برنمیگردم مادر تو گفتی زندگی سخت است گفتی ولی باور نمی کردم   شاعر شدیم و درد را دیدیم او از لب و از زلف زن می گفت من همچنان از درد می گفتم او همچنان در وصف تن می گفت   | رویا ابراهیمی |
گفته‌ ام بارها و می‌گویم بی وجودش حیات مکروه است همه‌ی عمرتکیه‌ گاهم بود پدرم نام کوچکش کوه است! | امید صباغ نو |
هدایت شده از 𝑀𝑒 :)
‌به تو که میرسم ، مکث میکنم... انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشته ام... مثلا در صدایت آرامش ، یا در چشم هایت زندگی... نیما یوشیج
یه دیالوگ تو یاغی بود که عاطی به حامد میگفت: آدمای زیادی تو زندگی من نبودن،ولی از اینکه الان تو هستی خیلی خوشحالم از اینکه بهت یه ربطی دارم خیلی خوشحالم.. از این قشنگ‌تر داریم مگه؟! ‌
اولین دوستت دارم را پشت گوشی یا میان این پیام‌های بی جان مجازی نگویید! در چشمانش زل بزنید، دست‌هایش را بگیرید، عطرش را نفس بکشید و اولین دوستت دارمتان را بگویید. اولین جمله دوستت دارم تا آخر عمر در ذهن آدمی باقی می‌ماند... | امیرعلی اسدی |
نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رَستیم چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را… :)
از خودم برایت بگویم؟ از خانه، از خیابان شهر، صدای پای ما، شب؟ از کجا برایت بگویم عشق من! جایی که تو نیستی، گفتن دارد؟
شب چنان گریه کنم بۍ تو ڪه همسایہ به روز دست من گیرد و بیرون کشد از آب مرا!
عشق دل آدم را روشن میکند؛
کاش میشد آدم اندوه را از پنجره بیرون بریزد!'
هدایت شده از 𝑀𝑒 :)
گفتمش در دل و جآنی تو بگو من چِه کنم؟! گفت نبض ضربآنی تو بگو من چه کنم؟! مولانا