eitaa logo
دیالوگِ دل
266 دنبال‌کننده
841 عکس
1.4هزار ویدیو
0 فایل
♡بسم رب عشق♡ نگرانم که به تو هدیه کنم شعرم را؛ و تو آن را به کسی.. وای! ولش کن اصلا . . . ناشناسمون: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_c8cjndv&btn=دیالوگِ.دل.ِ.تــو شروع: ۱۴٠۵/٠۲/۱۲
مشاهده در ایتا
دانلود
در جمعشان بودم که پنهانی دلم رفت باور نمی‌کردم به آسانی دلم رفت از هم سراغش را رفیقان می‌گرفتند در وا شد و آمد به مهمانی‌ دلم رفت رفتم کنارش، صحبتم یادم نیامد!! پرسید: شعرت را نمی‌خوانی؟ دلم رفت مثل معلم‌ها به ذوقم آفرین گفت مانند یک طفل دبستانی دلم رفت من از دیار «منزوی»، او اهل فردوس یک سیب و یک چاقوی زنجانی؛ دلم رفت ای کاش آن شب دست در مویش نمی‌برد زلفش که آمد روی پیشانی دلم رفت ای کاش اصلا من نمی‌رفتم کنارش اما چه سود از این پشیمانی دلم رفت دیگر دلم رخت سفیدم نیست در بند دیروز طوفان شد، چه طوفانی دلم رفت
تو فرق نداشتی من متفاوت دیدمت:) https://eitaa.com/DialogueDel
شمسِ چشمان تو تبریزی‌ترین احساس را می‌دمد در روح مولاناترین فرزانه‌ها
بیشتر از اون چیزی که می‌تونم بهت توضیح بدم دوست دارم.
نتیجهٔ همهٔ استخاره‌ها ′ خیر ′ است؛ اگر به نیت ′ تو ′ وا شود قرآن‌:)
خواستم دَست به مویش ببرم خواب شود! عطر گیسویش چنان بود که بی‌هوشم کرد...
منطق و فلسفه و جامعه و جان و بلا همه‌ در قامتِ چشمانِ تو لُکنت دارند