هدایت شده از 𖣠 ִֶָ › 𝖺𝗂𝗋𝗒 𝖼︎𝗁︎𝖺𝗇︎ ⸙ ֢ ۟ قلمروی فرفری؟
بیاید یکم صحبت کنیم 3: ⸙ ֢ ۟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hee1ode&btn=
﴿خواهشن ایگ نکنید 👩🏽🦯..﴾
هدایت شده از 𝑫𝒂𝒊𝒍𝒚 𝑯𝒊𝒓𝒐𝒎𝒊 𝑺𝒂𝒏
☆☆بیوگرافی اوسی☆☆
اسم: هیروکی آنجو ( Hiroki Anjō)
سن: 15
تاریخ تولد: 1 نوامبر، ده آبان
قد: 158cm
گروه خونی: O-
کویرک: copier( کپی کردن)
درمورد کویرک: کویرک هیروکی میتونه کویذک بقیه رو کپی کنه و تغییرشون بده، مثلا اگه کویرک ایزاوا رو کپی کنه میتونه تغییرش بده جوری که فقط اون شخصو تصور کنه و بعدش کویرکش پاک میشه، حتی بدون نگاه کردن بهش یا میتونه تغییرش بده که با لمس برای نیم ساعت کویرکش کاملا غیر فعال بشه، یا اگر کویرک هاکس رو کپی کنه میتونه بجای شاهین جغد سفید یا کلاغ باشه، یا هر نوع از پرنده ای!
کویرک هایی که کپی میکنه برای همیشه موندگار هستن ولی در روز کلا میتونه کویرک پنج نفر رو کپی کنه و اگر بیشتر کپی کنه خون دماغ میشه و بیهوش میشه.
اگه بیش از حد اندازه از کویرکش استفاده کنه بیهوش میشه و تا دو روز بیهوش میمونه، و بستگی به میزان استفاده از کویرکش داره! موقعی هم که بیهوش میشه زخماش هیچ جوره ترمیم نمیشن.
مدرسه: دبیرستان قهرمانی یو.ای، U.A
کلاس: A-1
اخلاق و رفتار: هیروکی همیشه شاده و همیشه میخنده، جوری که انگار هیچوقت افسردگی نداشته و نداره، ولی کسی از اشفتگی درونش هیچ خبری نداره، هیروکی عاشق طبیعته و بیشتر اوقات میره جنگل میشینه و نقاشی میکشه، یا توی رودخانه شنا میکنه، وقتی گرسنشه هرچی جلوش باشه رو گاز میگیره حتی اگه ی گربه باشه-
هیروکی خیلی کنجکاو و لجبازه و عاشق خوابیدنه، عاشق قهرمان شدنه و براش مهم نیست قهرمان شماره ی چند بشه! تنها چیزی که دوست داره نجات مردم از دست شرور هاست. عاشق شیطنت کردنه و همیشه کرم میریزه
علایق: کاتسوکی، نقاشی کشیدن، تماشای طبیعت و دریا، بستنی، غذا خوردن، تماشای غروب، ورزش کردن، حرف زدن با دخترا و ارایش کردن بقیه
تنفرات: وسط حرف زدنش بپری، وسط نقاشی کشیدن مزاحمش بشی یا وسط تماشای طبیعت و غروب و دریا، وقتایی که ساکته بیای و سکوتش رو بهم بریزی، بدش میاد غذاش رو با کسی شریک بشه
بستگان: میزوکی هیدوی(مادر)
اکوما آنجو(پدر)
معلم: آیزاوا شوتا
پدر و مادر هیروکی دوتا قهرمان حرفه ای بودن، وقتی هیروکی ده سالش میشه توی تولد ده سالگیش شب که از پیش دوستاش بر میگرده خونه یک شب بارونی بوده، میره خونه و وسایل تولد رو میبینه... و. البته... همه جا بهم ریخته و پر از خون بود، ی شرور به خونشون حمله کرده بود و سر پدر و مادر هیروکی رو با شمشیر قطع کرده بود، هیروکی اون شب تا میتونسته میدوه و میره خونه ی کاتسوکی(از بچگی دوست صمیمی بودن) یک رو میمونه پیششون و همه چی رو بهشون میگه، اما ساعت پنج صبح قبل از این که کسی بیدار بشه از خونه ی کاتسوکی اینا فرار میکنه و ی خونه برای خودش با کمک کویرکش توی شهر میسازه، و دیگه هیچوقت کاتسوکی رو نمیبینه تا وقتی که میره یو ای و اره دیگه
ᴰⁱᵃʳʸ ᵒᶠ ᵃ ᶜˡᵘᵐˢʸ ᵍⁱʳˡ
ناتوان در سبک گاچیاکوتا💆♀ *اگه کسی بلده ایراداشو بگیره پیوی برام بفرسته😭* #نصفه
وای عالیههععععععععععهعهعه