eitaa logo
دیدبان هنر و رسانه
67 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
195 ویدیو
45 فایل
*دیدبانی هنر و رسانه با بیشتر خواندن و تمرکز بر دانسته‌های مفید* ✅ ارتباط با ما: @Arab1393 ✅اینستاگرام: https://www.instagram.com/didban_art_media
مشاهده در ایتا
دانلود
📚📖📚📖📚📖📚📖📚 ✨سادات ببخشید✨ 🖌 شاعر: احمد علوی 📚 انتشارات: فصل پنجم 🍃دیدبان هنر و رسانه🍃 @Didban_Art_Media
🔻 ▪️ «سادات ببخشید» مجموعه شعری است که در رثای حضرت عباس علیه السلام در قالب ترکیب‌بند و غزل، سروده شده است. 🔸 آقای «علوی» تلاش کرده است تا ارادت خود را به ساحت بلند حضرت ابا الفضل علیه السلام با اشعارش نشان دهد و از ذوق هنری خود بهره گرفته تا گوشه‌ای از رشادت‌ها، مظلومیت‌ها و ادب حضرت عباس را با ابزار کلمه و کلام به نظم در آورد و احساس خوشی و سرمستی‌اش را از سیر در وادی عقل و عشق و ادب با مخاطب دل سروده‌هایش به اشتراک بگذارد. 🍃دیدبان هنر و رسانه🍃 @Didban_Art_Media
📌📌📌📌📌📌 ✂️ برداشت به نام علی اول قدمش را در چهره نهان کرد زوایای غمش را امروز قسم خورده که با آب بیاید از خاطر خود می‌برد آیا قسمش را؟ راهی شد و با یک دل دریایی و آرام برداشت بلافاصله مشک و علمش را این جاده عشق است و پشیمان شدنی نیست ماهی که خریده‌ست به جان پیچ و خمش را «لب تشنگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب» کسی که حرمش را لب تشنه و دل‌خسته و بی‌تاب ببیند چون زنده کند خاطره صبحدمش را عالَم شده یک عمر نمک گیر اباالفضل انداخته تا سفره جود و کرمش را حیف است که بر خلق زمین حکم براند در عرش برافراشته ساقی علمش را من سخت خمارم، سر ساقی به سلامت باید که ببخشد به من او بیش و کمش را این شاعر دل‌خسته چه دارد بنویسد باید به خود او بسپارد قلمش را این با خود ساقی‌ست که تصمیم بگیرد تا پله چندم ببرد محتشمش را ساقی شده تا جام مرا پر کند از می یا رب تو بگو دوری از آن میکده تا کی؟ 📙سادات ببخشید 📖 صفحه ۲۱ 🍃دیدبان هنر و رسانه🍃 @Didban_Art_Media
3⃣4⃣9⃣ ✨هنر باقی✨ هنرمندان می‌توانند از زاویه دید هنری داستان کربلا را برای دوران ما و با وسایل و مقتضیات دوران ما بیان کنند و مردم را با یک فرهنگ اصیل انسانی رو به رو کنند. این هنر باقی خواهد ماند. 🍃دیدبان هنر و رسانه🍃 @Didban_Art_Media
🏴 🏴 🏴 🏴 🏴 السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد که بنده‌ تو نخواهد گذاشت، هرجا سر قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق که پر شده است جهان، از حسین سر تا سر نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر سری که گفت من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند می‌روم با سر هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر سری که با خودش آورد بهترین‌ها را که یک به یک، همه بودن سروران را سر زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر سپس به معرکه عابس، أجنّنی گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر بنازم أم وهب را، به پاره تن گفت برو به معرکه با سر ولی میا با سر خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد همان سری است که برده برای لیلا سر سری که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود، پا تا سر پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پر از علی شود آغوش دشت، سر تا سر امام غرق به خون بود و زیر لب می‌گفت به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر میان خاک، کلام خدا مقطعه شد میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ي اسب چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر میان معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هر که هرچه دلش خواست داد، حتی سر و جنگ تن به تن آفتاب و پیکر او ادامه داشت ادامه سه رو اما سر جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است جدا شده است و نیفتاده است از پا سر صدای آیه کهف و رقیم می‌آید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام که آفتاب در آورد از کلیسا سر عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟ به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر دلم هوای حرم کرده است می‌دانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر حمیدرضا برقعی ▪️🍂▪️🍂▪️🍂 🍂دیدبان هنر و رسانه🍂 @Didban_Art_Media
🏴 🏴 🏴 🏴 6️⃣0️⃣ ▪️▪️▪️▪️▪️ آجرک الله یا صاحب الزمان ▪️🍂▪️🍂▪️🍂 🍂دیدبان هنر و رسانه🍂 @Didban_Art_Media
14.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 🏴 🏴 🏴 6️⃣1⃣ 🏴🏴🏴🏴🏴 ▪️فراز منبر نی قرص ماه می بینم ▪️خدای من نکند اشتباه می بینم ▪️🍂▪️🍂▪️🍂 🍂دیدبان هنر و رسانه🍂 @Didban_Art_Media
5⃣0⃣ 🔰✳️🔰✳️🔰✳️🔰✳️🔰
🦋▪️🕯🦋▪️🕯🦋▪️ 🏴 السلام علیک یا ابا عبدلله الحسین ▪️🍂▪️🍂▪️🍂 ✨پرویز بیگی حبیب آبادی✨ غروب بود و افق، حرف‌های گلگون داشت ز تیر فاجعه، زینب دلی پر از خون داشت غروب بود و غریبانه خیمه‌‏ها می‌‏سوخت کرانه، چشم بدان حزن بیکران می‌‏دوخت نسیم، گیسوی خون را دمی تکان می‏‌داد به این بهانه، گل زخم را نشان می‌‏داد کبوتری که سوی بی‌کران سفر می‌کرد کرانه را ز تپش‌های خون خبر می‌کرد مگو مگو که دا سنگ بی‌خودانه گریست چو آشنای خدا را میان خون نگریست دل شکستۀ زینب، شکسته‏‌تر می‏‌گشت چو چشم طفل به سودای آب، تر می‏‌گشت فتاده بود زواج فلک، ستارۀ عشق شکسته بود به یک گوشه، گاهوارۀ عشق ستاده اسب و، شکوه سوار را کم داشت افق به سوگ شقایق هزار ماتم داشت در آن غروب که آیات عشق شد تفسیر در آن دیار که رؤیای اشک شد تعبیر حماسه بود که از بطن خاک و خون می‏‌رست سرشک بود که زخم ستاره را می‌‏شست تمام دشت به مفهوم لاله‌ها شده بود میان باد پر لاله‌ها رها شده بود نماز عشق پر از حرف ارغوانی بود زمانه شاهد گلگون‌ترین معانی بود ▪️🍂▪️🍂▪️🍂 🍂دیدبان هنر و رسانه🍂 @Didban_Art_Media