هدایت شده از ᴍᴀɴʜᴡᴀ ᴘᴇʀsᴏɴ/فور ندههههه
☆زندگی یک الفا☆
شروع داستان: تو مثل همیشه توی زمستون به سمت خونه مادربزرگت میری تا یادبود خاندان مافیا رو به جا بیاری که یه نفر بدون اینکه از قصد باشه یک گوله برف به سمتت پرت میکنه...
پایان داستان: هر جوری شده اون رو کنار خودت نگه میداری و با حساسیت شدید عاشقشی.
https://eitaa.com/Digital_circus1
🎪𝑫𝒊𝒈𝒊𝒕𝒂𝒍 𝒄𝒊𝒓𝒄𝒖𝒔🎪 کم بفور
☆زندگی یک الفا☆ شروع داستان: تو مثل همیشه توی زمستون به سمت خونه مادربزرگت میری تا یادبود خاندان ماف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ᏟéᏞᎬᏚᎢᎬ
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا