یه وقتایی دلتنگی میاد سراغ ِآدم ،
بی هشدار ، بی دلیل ، فقط یه جوری ته ِدلت میلرزه ، یه بغض میشینه زیر ِگلوت و نمیدونی باهاش چیکار کنی ..
نه میتونی بگی و نه میتونی نگهش داری ..
انگار یه صدایی از درونت مدام تکرار میکنه : [ کاش بود ] .
★ | ᗪim ડtᥲr .
یه وقتایی دلتنگی میاد سراغ ِآدم ، بی هشدار ، بی دلیل ، فقط یه جوری ته ِدلت میلرزه ، یه بغض میشینه
کاش امشب از دلتنگی چیزی نگی .. )
جدی چرا اینقدر خوشیا زود میگذره ؟!
حالا کافیه یه غم بیفته به جونت دیگه حالا بشین تا تموم شه .
★ | ᗪim ડtᥲr .
دلم برایت تنگ شده ؛
اما نه آن قدر که بشود با آمدن پر کرد .
تو آن سوی ِفاصله ای ایستاده ای که
دستها به هم نمیرسند ، و من اینجا ،
میان ِآرزوهایی که فقط در خواب جان دارند ،
نامت را زمزمه میکنم .
عاشقت هستم ؛
اما عشقی که سهمش از همآغوشی ،
فقط خیال است و از وصال ،
تنها صدای خاموش ِدلتنگی .
ما مثل ِدو ستاره ایم که در دو آسمان
ِمتفاوت میدرخشند ؛
نزدیک به هم در نگاه ، اما محال در رسیدن ..
سخت ترین کار ِدنیا ، پذیرفتن ِچیزیه که اصلا دلت نمیخواد به هیچ عنوان بپذیریش ..
و تو هی برای خودت و دیگران شروع میکنی دلیل آوردن تا خودت رو قانع کنی و بگی :
نه بابا ؛ اصلا اینطوری نیست که ..
[ درحالیکه دقیقا همینطوریه ولی تو دلت نمیخواد بپذیری چون قبول کردنش و هضم ِاون اتفاق یا هرچی ، برات واقعا سخته ]