دفترچه خاطراتِ شاعرِ شرابی
عام به این میگن تله یه تله ی بزرگ در حد تله خرس که ما آدما کوریم...
عمو جان برو مشقاتو بنویس
خیالِ رویِ تو در هر طریق همره ماست؛ نسیم موی تو پیوند جانِ آگه ماست
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند؛ جمال چهره تو حجت موجه ماست
به حاجب در خلوت سرای خاص بگو: "فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست؛
اگر به سالی حافظ دری زند بگشای! که سالهاست که مشتاق روی چون مه ماست..."
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود اما بی جونم گمم...
[ناجی]
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم
[شهریار]
در عجبم....
که خدا به تماشای زندگی ام نشسته است و با دیدن این همه رنج در زندگی ام...
سکوت کرده....
کاش هیچوقت نبودی..
که از ذوق بودن و دیدنت هرشب همین حوالی اشک بریزم..
دریایِ احساس :) 💙🌊
سالروز میلادت فرخنده باد ✨
مرسی از وجودت = )))