دیوانِ لعیا.
و آقای خامنهای به آرزویش رسید.
و این جمله از لبِ من تابید:" دلم نمیخواد برگردم خانه."
خانهی بی پدر، انگار که سقف ندارد.
دیوانِ لعیا.
باز بیا بگو میخواستن نجاتمون بدن
میخواستن بسیجی/سپاهی/نظامیها رو بزنن.
باز بیا بگو با مردم کاری نداشتن.
بیا و بیوجود باش و بگو اونجا زیرساخت نظامی بود، مهمات بود، اینا بچههای سپاهیها بودن پس حقشون بود.
وطن فروش خوبتونه
شما از حیوان هم کمترید.
مستند روایت رهبری 🕊
[ به دلیل محدودیت ایتا برای ارسال فایل پرحجم، تمامی قسمتهای مستند روایت رهبری را در کانال سروش باشگاه نویسندگی بارگذاری کردیم ]
https://splus.ir/WriteClub