eitaa logo
دیوانِ لعیا.
1.3هزار دنبال‌کننده
373 عکس
67 ویدیو
15 فایل
'به نام خدا' من لعیام و اینجا دیوانِ لعیاست. این‌بار، من در کنار تو می‌خونم، یاد می‌گیرم و می‌نویسم. مهمانِ خانه‌ی در مسیر افتاده‌ام میشی؟
مشاهده در ایتا
دانلود
Watching meteors, but I feel secure Clouds are pouring rain, but the world's in flames Buildings falling down, chaos all around But with you I'm safe, you're my getaway
دیوانِ لعیا.
حتی عروسک‌ها هم می‌تونن بد عکس باشن🙉
هم‌اکنون، تجمع دخترانِ جان‌فدا در قم.
دیوانِ لعیا.
هم‌اکنون، تجمع دخترانِ جان‌فدا در قم.
من زودتر از دخترا‌ راه افتادم و رسیدم جمکران. به محض ورودم یه خانواده رو دیدم که دارن عکس می‌گیرن و خانومه بهم گفت:" اولین جان‌فدایی که رسید، میشه با پرچمت‌ عکس بگیریم؟" و خلاصه این تقدیم پرچم و جمله‌ی خانومه و این زیبایی مسجد آقامون، همه و همه، امروز رو به یاد موندنی کردن. اینکه جان‌فدای ایرانم‌ و ان‌شاالله، پرچم‌دار اسلام.
⚘️.
هدایت شده از رادیویِ کوچكِ زوزه.
رادیویِ کوچكِ زوزه. InShoانverter.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🪴 ذهنِ زیبای لعیا حنجره‌ی آشفته‌ی محو و تدوین‌گریِ محو و تا ابد [ جبران نمی‌شوی، حتی به گریه‌های عمیق. ]
یکی ازم پرسید:" به نظرت ممکنه آدم دوبار عاشق شه؟" و من گفتم:" نمی‌دونم." یکیِ دیگری پرسید:" به نظرت هیچ‌وقت می‌فهمم چه کاری رو دوست دارم؟" و من گفتم:" نمی‌دونم." و یکیِ دیگرِ دیگری‌ هم پرسید:" به نظرت-" "نمی‌دونم." ولی یک چیزی هست که می‌دونم اونم دلیل این همه ندونستنه‌: به اندازه‌ی کافی زندگی نکردن شاید تو هنوز فرصتِ دوباره‌ عاشق شدن رو پیدا نکردی شاید تو هنوز با کاری که عاشقشی رو به رو نشدی شاید- و البته شاید نشه دوباره‌ عاشق شد شاید کسایی باشن که هیچ‌وقت نفهمن چه کاری رو دوست دارن شاید- درسِ زندگی با لعیا امروز اینطور تموم میشه که:" تا وقتی دوباره عاشق نشی، نمی‌فهمی‌. تا وقتی بیشتر کار نکنی متوجه نمیشی و تا وقتی به اندازه‌ی کافی زندگی نکنی، قرار نیست جواب سوال‌هات رو بگیری." حالا بهم بگو ببینم، چقدر حاضری برای گرفتن پاسخِ سوال‌هات ریسک کنی؟ ֙⋆ | به اندازه‌ی کافی زندگی کردن
دیوانِ لعیا.
یکی ازم پرسید:" به نظرت ممکنه آدم دوبار عاشق شه؟" و من گفتم:" نمی‌دونم." یکیِ دیگری پرسید:" به نظرت
مثلا من بعد از این چند ماه فهمیدم عاشق بچه‌هام، ولی دوست ندارم معلمشون‌ باشم‌. پاپیون زدن به زخم‌هاشون رو دوست دارم، ولی مجبور کردنشون‌ به نوشتن رو نه.