ای در نگاهت جلوهی خورشیدِ بیپروا
ای تکیهگاهِ خستگیهام، ای عزیزِ ما
در چشمهایت رازِ هستی، جانِ من روشن
با خندههایت میشود ایام، گلگلشن
«خانومِ علی»، ای مونسِ شبهای تنهایی
در قلبِ من تنها تویی، تنها تو زیبایی
هر لحظه با عطرِ تو در جانم شکر ریزد
«قندِ علی»، مهرت به دل چون قند میآمیزد
در عمقِ چشمت عالمی از مهر پنهان است
ای «عروسکِ علی»، عشقت برایم دین و ایمان است
بیتابم از شوقِ تو، هر دم در این مِهرم
من در مسیرِ عشقِ تو، هرگز نمیلغزم