امروز رفته بودیم بیرون خرید عید ، طبق معمول بنده گرسنم شد و یه شبر و کیکی خریدیم که بخوریم ، رفتیم توی پارک ، وقتی خوردنم تموم شد مامانم دید یه گربه که دمش و کنده بودن و نسبتا مریض بود اومد از شیر آب ، آب بخوره ، ولی خب شیر بسته بود ، بابام رفت بازش کرد ، ولی ابش اونقدر نبود ، توی یه لیوان که اون گوشه افتاده بود ، آب ریختیم ، و خب بعدش اومد آب خورد ، خیلی خوشحال شدم که حداقلش تونستیم یه گربه رو از تشنگیش در بیاریم 😭🌟🐈