- دُچـٰار -
- فردا #معرفی_کتاب "مثل خون در رگهای من" از احمد شاملو رو داشته باشیم؟!🤎☕️
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- در رگ های من،
به جای خون، چیزی به نام "تو" جریان دارد.♥️
––––––––––––––
https://eitaa.com/joinchat/2692154474C0de754557d
جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است. مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصّههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و دل درد از پرخوری ظهر ...
- خاطرات پراكنده، گلی ترقی
ممنونم که هیچگاه مرا نفهمیدی، زیرا همهچیز را همین به من آموخت. ممنونم که با چنین شوری به من جفا کردی، زیرا زندگیام را همین رقم زد.
- کیرکگور، از نامهی ارسالنشده
او به گذشته چسبیده بود، مثل کسی که میخواست زمان را وادار کند دوباره از نو آغاز شود. اما گذشتهای که رفته بود، دیگر باز نمیگشت.
- گتسبی بزرگ - اف اسکات فیتزجرالد
هر انسانی که سعی کند همیشه خوب باشد در نهایت به دست آنانی که خوب نیستند نابود میشود.
- نیکولو ماکیاولی
وحشتناک دوستت دارم. اگر هر بار که به تو فکر میکنم گلی شکفته میشد، تمام بیابانها آکنده میشدند از گل. میتوانم نفس کشیدن را از یاد ببرم اما اندیشیدن به تو را هرگز.
- جبرانخلیل جبران
اگر بعضی از شاخهها را از زندگیتان هَرس نکنید، شاخههای مهم هرگز رشد نخواهد کرد.
- قدرت شروع ناقص، جیمز کلیر
من او را در برابر خرد، علیه قول، علیه صلح، علیه امید، علیه سعادت و در برابر هرگونه دلسردی که ممکن بود دوست داشتم.
- انتظارات بزرگ - چارلز دیکنز
سالهای دوری به کندی میگذرد. امید بازگشتن نیست اگر هم باشد نه من آنم که بودم و نه ایران همانست که بود…
- روزها در راه، شاهرخ مسکوب