در چـشـم تـو دیـدم غـم پـنـهـان شـدهات را
پـنـهـان نـکـن احـسـاس نـمـایـان شـدهات را
یـا دسـت بر ایـن قـلـب پـریـشـان شـده بـگـذار
یـا جـمـع کـن آن مـوی پـریـشـان شـدهات را
جـز شـانـهی پـر مـهـرِ تـو کـو شـاخـهی امـنـی؟
گـنـجـشـکِ کـم و بـیـش هـراسـان شـدهات را
گـاهـی بـه نـگـاهـی شـده یـک پـنـجـره وا کـن
ایـن عـاشـق پـابـنـد خـیـابـان شـدهات را
از هـرچـه بـه جـز چـشـم تـو کـافـر شـده ایـن مـرد
آغـوش گـشـا تـازه مـسـلـمـان شـدهات را
گـاهگـاهـی بـا خـودم نـامـهـربـانی مـیکـنـم
بـا خـودم لـجْ مـیکـنـم، بـا غـمْ تـبـانـی میکـنـم
مـینـشـیـنـم چـای مـینـوشـم کـنـار ِپـنـجـره
بـیکـسـیهـای خـودم را دیـدبـانـی مـیکـنـم
آب مـیریـزم بـه روی خـاک ِگـلـدانهـای ِخـشـک
آبـپـاشهای ِخـانـه را دارم روانـی مـیکـنـم
چـشـم مـیدوزم به دسـتـانـی که در دسـت ِتـو بود
خـاطـرات ِرفـتـهام را بـازخـوانـی مـیکـنـم