5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#reels
Aliztori, Afsharti, Minix
https://eitaa.com/Dollux
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔𝟗
ح: سریع رفتم داروخونه برای سپیده مسکن گرفتم و اومدم.
خب.... بیا خوشگلم یکیشو بخور😊
تلویزیون ببین تا سوپ رو آماده کنم.
.........
خب سوپ آمادس سپیده خانوم☺️😍
س: آخخخخ بیار خیلییی گشنمههه.
ح: بفرما مواظب باش داغه نسوزی.
....
اصلا بزار خودم دهنت میکنم.
س: عههه مگه بچه 3سالم؟؟؟ بزار خودم میخورم دیگه حامی.
ح: آره تو دخمل کوشولو منیییی.
باز کن دهنتو... هوا پیما داره میاااد😂🎀
س: این کارا چیه میکنی؟؟😂😂
بده خودم میخورم عزیزم.
ح: نخیر دهنتو باز کننن بگو اَااااا
س: اَاا😂اااا🤣
ح: وقتی میخندی من چطور غذا دهنت کنم؟😂
س: وااایییی خب خندم میگیره دیگه.
ح: خندتو کنترل کن سوپت رو بخور😂
نخوری همشو خودم میخورماااا😏
س: عههه غلط کردی سوپ منههه🥺😭😂
ح: بعد از سوپ خوردن و کلی مسخره بازی به سپیده کمک کردم که بره تو اتاق بخوابه.
دکتر گفته بود تا یک هفته استراحت کنه.
تو فکر این بودم چه بلایی سر پریا بیارم؟؟
باید جبران کنم برای پارسا!
مث پارسا با چاقو به پریا حمله کنم؟؟ یا... گروگان بگیرمش یا.... ماشین بزنم بهش؟؟
نمیدونممممم🤦🏻♂🤦🏻♂
ولی بالاخره که باید تلافی بکنم.
وقتی یه تصمیمی رو بگیرم دیگه تا آخرش میرم ول کن نیستم... تسلیم نمیشم!
حالا نوبت پارساس که تن و بدنش بلرزه!
همش باید مراقب خودش و پریا و باشه.
#چند روز بعد....
آماده شم که برم شرکت....
سپیده هم حالش بهتر شده بود.
س: حااامییی؟🥺
ح: جونم عزیزم؟؟
س: میشه نرییی؟!!!!😭
ح: هنوزم که ترس و استرس داری عشقم!
نترس به وقتش تلافی میکنم براش اون باید تن و بدنش بلرزه دیگه.
نترسیاااا خب؟؟
س: ولی من میترسم🥺🥺
ح: چرا بغض کردی؟؟ نمیتونم که نرم شرکت!
نترس عزیزم اصلا وقتی رسیدم اونجا بهت زنگ میزنم باهات حرف میزنم نترسی باشه؟؟
س: این به چه درد میخوره؟؟ حضور تو لازمه خب.... اگه دوباره پارسا بیاد چییی؟؟
ح: ای بابا باز حرف خودشو میزنه😒
عزیزم ول کن دیگه فراموش کن پارسا دیگه اینورا نمیاد یچیزایی بهش گفتم ترسوندمش.
خب؟؟ دیگه نترس.
من برم دیرم میشه بوص😘خدافظ👋🏻
س: ...... خدافظ🥺👋🏻
ح: قیافتو اونجوری نکن بچه آدم دلش میخواد برات زاار بزنهه، مواظب خودت باش عشقم😊
س: باشه توعم مواظب خودت باش🥺
ح: چشم☺️ خدافظظظ👋🏻
س: خدافظ👋🏻
..... حامی رفت و دوباره تنها شدم😭
خیلی به حامی وابسته شدم حتی یه ثانیه هم نمیتونم دوریش رو تحمل کنم.
ح: رسیدم شرکت.... کارامو انجام دادم؛
خداروشکر زیاد کاری نداشتم.
یهو یادم افتاد که به سپیده زنگ بزنم...
چیکارش کنم دیگه؟؟ آخه حقم داره هنوز از تنهایی تو خونه بترسه.
هعیییی پارسا چیکار کردی با زندگی ما؟؟
بیچارمون کردی بخدا😒
تو و خواهرتو بیچاره میکنم صبر کن!
اگه گذاشتم یه آب خوش از گلوتون پایین بره حالا ببین.
حامی نیسم که تورو به خاک سیاه نشونم!