eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
316 دنبال‌کننده
295 عکس
153 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
اتحآد بریم؟ پسره خدآ روزت مبآرک🤍🦢:)
وااییی آمارم مث چنل قبلیم شد😍😍 بچه ها ادمینای گلم اونایی که کمکم کردین و عضو برام آوردین واقعا نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم؟ بوص به همتون😘😘 فدای همتون بشم من الهی نمیدونید چقدر ذوق کردم وقتی آمارم مث چنل قبلیم شد!🎀🎀
فعلا که حالم خوب نیست ممبرای خوشگلم،ولی شب اگه حالم بهتر شد میام سه تا پارت بهتون میدممم☺️❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اسم چنل رو ببینید، تبه! وسط تب ادمینی نفورین همسایه ها.
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖𝟏 پ: پریا رو منتقل کردن به سردخونه. صورت یخ و رنگ پریدش رو دیدم.... حامی خواهرمو ازم گرفت! منم سپیده رو ازش میگیرم. که بفهمه وقتی عزیز ترین کس زندگیت رو از دست میدی چه حالی بهت دست میده؟!! پیش پلیسم نمیتونم برم چون این حامی انقد ذاتش خرابه بره تو زندان از سیر تا پیاز زندگیش رو تعریف می‌کنه خلاف کرده با کی خلاف کرده پای منم گیره. از بیمارستان رفتم بیرون دوباره رفتم به طرف خونه حامی. س: دوباره صدای زنگ آیفون بلند شد.... بازم چهره پارسا تو تصویر نمایان شد. خدا رحم کنه این دفعه دیگه برای چی اومده دم خونه؟؟ حااامییی؟؟؟ پاشو بیا دوباره پارسا اومده. ح: اَههههه باز چی میخواد این؟؟ بیرون نیا همینجا بمون خودم میرم. س: نه منم میام باهات. ح: همینی که گفتم رو حرف من حرف نزن بمون تا برگردم خب؟؟ س: .... باشه برو😔 ح: رفتم و در رو باز کردم.... چیه چته باز اومدی اینجا؟؟ یهو به سمتم هجوم آورد و یقه پیرهنم رو گرفت و تو صورتم عربده میکشید. س: صدای داد و بیداد پارسا میومد تند تند رفتم پایین ببینم چی شده؟!!! دیدم پارسا یقه حامی رو گرفته و چسبوندتش گوشه دیوار. آهای آهای ولش کن ببینم چیکارش داری؟؟؟ پ: چیکارش دارم؟؟ خواهرم مُرد. انتقالش دادن به سردخونه. همشم تقصیر این شوهر عوضیتهههه. س:(باورم نمیشد! خواهرش مرد؟؟؟ خااااک به سرم حالا چیکار کنیم؟؟ حامی میره زندان.) ح: .... چییی؟؟ خواهرت مُرد؟!!!!! پ: آره مرد تو کشتیش حامی قاتل خواهر من تویی میفهمی؟؟ س: یعنی.. حـ..ـامی مـ..ـیره زندان؟؟؟؟ پ: قرار بود بره ولی نشستم فکر کردم دیدم این ذاتش خیلی خرابه بره زندان همه چیز رو لو میده پای منم گیره! ح: هه😏آفرین چه خوب منو شناختی. پ: حامی منتظر باش پریا رو ازم گرفتی منم سپیده رو ازت میگیرم فهمیدیییی؟!! ح: خفههه شووو! هیچ غلطی نمیتونی بکنی خب؟؟ خونم دوربین داره بخوای وارد خونم بشی غلط اضافه بکنی دوربین از همه چیز فیلم میگیره. پ: خب؟؟ بری این فیلمو به پلیس نشون بدی منو ببرن زندان من که ذاتم مث تو خرابه همه چیز رو لو میدم توعم گیر میوفتی.🤣 ح:(اَهههه لعنتی حواسم به این نبود اصلا! اگرم از پارسا فیلم داشته باشم نمیتونم به پلیس نشون بدم خودمم گیر میوفتم!) باشه باشه حق با توعه فقط خفه شو و برو از اینجا خب؟؟ پ: اوکی ولی منتظر از دست دادن سپیده باش حامی! ح: ببین زرر زررر نکناااا هیچ گو..هی نمیتونی بخوری حالا هم گمشو برو.