eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍نفور نیستم
341 دنبال‌کننده
325 عکس
168 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖𝟗 یه بوسه کوتاه رو لبـ..ـش کاشتم. خب ... حالا راضی شدی؟😂 ح: آره ولی کوتاه بود😁 س: ببین دیگه پرو نشو هااا. ح: باشه بابا میگما گشنمه اینجا چیزی نداره بخوریم؟؟ س: ......... نه چیزی نداره. هنوز تا ظهر مونده که ناهار بدن. ح: ای بابا من الان چیکار کنم؟ س: میخوای برم خونه برات سوپ درست کنم بیارم عزیزم؟!! ح: نه چه کاریه این همه بری و بیای. حالا تا ظهر صبر میکنم دیگه. س: مطمئنی میتونی صبر کنی؟؟ اگه خیلی گشنته برم خونه سوپ درست کنم بیارم برات. ح: نه بشین، میتونم تحمل کنم. س: باشه... من برم یه زنگ به آلما بزنم خیلی وقته نه دیدمش و نه بهش زنگ زدم. ح: باشه عزیزم برو. س: گوشیمو برداشتم و رفتم بیرون. شماره آلما رو گرفتم... آ: الو؟ سلااام سپیده چطورییی؟😍 س: سلااااام عزیزم خوشگلم مرسی تو چطوری؟ آ: خوبم مرسی، جانم؟! س: هیچی گفتم خیلی وقته نه دیدمت نه بهت زنگ زدم دلم برات تنگ شد. آ: وااییی منم بدجوری درگیر کافه بودم نتونسم بهت زنگ بزنم. چخبر چیکار می‌کنی حامی چطوره؟ س: اممم... ما بیمارستانیم الان. آ: بیمارستان چرا؟؟ چیشدههه؟!!!! س: داستانش مفصله میگم بعدا. آ: باشه نگران شدم😔 س: عااا آلما یکار میتونی انجام بدی؟ آ: ..... جانم چیکار کنم سپیده؟!! س: حامی گشنشه تا ظهرم هنوز خیلییی مونده، از اینجا تا خونه هم راه دوره وگرنه میرفتم براش سوپ درست میکردم میاوردم. تو میتونی سوپ درست کنی بیاری به این بیمارستانی که آدرسشو بهت میدم؟ آ: اوکیه درست میکنم آدرس رو برام بفرست. س: باشه مرسی دستت درد نکنه. آ: خواهش میکنم 😊 س: باشه من برم دیگه خدافظ👋🏻 آ: خدافظ عزیزم👋🏻 ح: چقدر طولش دادی چقدر حرف می‌زدین؟ س: مگه چقدر طول کشید؟؟؟ زیاد حرف نزدیم که😐 به آلما گفتم برات سوپ درست کنه بیاره. تا ظهر ضعف می‌کنی حالت بد میشه. ح: باشه مرسی... یچی بگم؟ همین الان به ذهنم رسید! س: جانم چی؟ ح: یه عروسی نگیریم؟☺️ س: تو این وضعیت عروسی بگیریم؟؟
لف هامون خیلییییی داره زیاد میشه😭😭
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍نفور نیستم
خب لینکشونو بفرست ببینم
باهوش دارم مثال میزنم منظورم دیر به دیر هست ، یعنی یک روز در میون یا روزی یه پارت نمیان که روزی سی تا پارت بدن چون بقیه نمیتونن تحمل کنن: 🧠
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗𝟎 ح: تو چه وضعیتی؟؟ س: عزیزم نکنه میخوای تو بیمارستان عروسی بگیریم؟😂 ح: خوب بشم عروسی میگیریم. س: اوکی ببینم چه میکنی؟😏 ح: سر بلندت میکنم نگران نباش😉😂 س: خدا شفات بده حامی. فعلا استراحت کن.... تا آلما سوپت رو بیاره. آ: سوپ رو درست کردم و ریختم تو قابلمه کوچیک درش رو هم محکم بستم. گذاشتم تو پلاستیک. س: یادم رفت آدرس رو برای آلما بفرستم🤦🏻‍♀ سریع آدرس بیمارستان رو براش فرستادم. ولو شدم رو صندلی....... آ: رفتم بیمارستان، از کی بپرسم اتاق حامی کجاست؟؟ ...... خانوم ببخشید شما میدونید اتاق آقای حامی صالحی کجاست؟! خ: بله همینو مستقیم برید دست چپ دومین اتاق هستش. آ: آها مرسی دستتون درد نکنه. رفتم تو و دیدم ..... ماشالا جفتشون که گرفتن خوابیدن😂 قابلمه رو آروم گذاشتم روی میز. من چیکار کنم الان؟ .... اهممم سپیده خانوم؟! س: 😴😴 آ: نوچ نوچ نگاش کن توروخدااا😒 سپیدهههه هوییی. س: هااا؟ .... عههه آلما سلام کی اومدی؟ آ: زهرمار کی اومدی بجای اینکه مریض داری کنی گرفتی خوابیدی تو؟؟ س: عههه خب چیکار کنم خسته بودم؟ آ: خسته نباشی دلاور، سوپ آوردم. س: دستت درد نکنه زحمت کشیدی. آ: نه بابا این چه حرفیه کاری نکردم که☺️ ح: 🥱(خمیازه) .... سلام. آ: سلام آقا حامی خوبی؟ ح: سلام آلما خانوم بله شما خوبی؟ آ: مرسی خدا بد نده چیشده آخه؟!!! ح: والا یه از خدا بی خبری خواسته مارو بکشه ولی نتونست. آ: کییی؟؟ نکنه کار امین بوده؟!!! س: آخه داداش بدبخت تو، تو زندان چیکار می‌تونه بکنه؟؟ منظورمون یکی دیگس. آ: آها، خب حالا کی هست؟ ح: یکی از دوستام بود ولی خب دیگه دشمن شدیم باهم