𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
یکی دیگه مینویسم فقط، دیگه بیشتر از این پدر انگشتام در میاد
نهههه لطفا پس قهریم
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
نهههه لطفا پس قهریم
بابا خب من آدمم ربات که نیسم باید تایپ کنمممم انگشتام درد میگیرهههه
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️🩹💍
بابا خب من آدمم ربات که نیسم باید تایپ کنمممم انگشتام درد میگیرهههه
باشه ولی من و ممبر هات قهریم
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗𝟒
#چند روز بعد
ح: حالم خوب شده بود خداروشکر.
از شرکت مرخصی گرفتم که با سپیده بریم خرید عروسیمون رو بکنیم.
س: رفتیم مزون که لباس عروس بخریم.
......... یه لباس دیدم محو تماشاش شدم.😍
حااامییی؟؟ بیا اینو ببین!
ح: جان ببینم عزیزم؟!
چه خوشگلههه🤩 بیا... برو بپوشش ببینم تو تنت چجوریه.
س: لباس رو گرفتم و با ذوق و شوق رفتم تو اتاق پرو و یه خانوم همراهم اومد که تو پوشیده لباس کمکم کنه.
حاامیی ببین خوبه؟
ح: ببینم... وااایییی!!! خیلیییی بهت میاد سپیده واقعا خوشگل شدی🎀
س: آره خودمم خیلی دوسش دارم.
خانومه: آخی عزیزم عین یه تیکه ماه شدی خیلییی بهت میاد☺️
س: مرسی چشماتون قشنگ میبینه😊
ح: همینو میخریم خیلی بهت میاد.
س: لباس منو خریدیم.
خب حامی بریم برای تو کت و شلوار بگیریم.
ح: نمیخواد همونی که سر عقد پوشیده بودم رو میپوشم.
س: وااا نمیشه که یه کت و شلوار دیگه میگیریم خب.
ح: بابا همون خوبه تمیز و نو هست یه بار بیشتر نپوشیدمش که.
س: .... باشه هرجور راحتی عزیزم.
#شب عروسی
ح: از آرایشگاه زدم بیرون ماشین و دسته گل رو تحویل گرفتم و رفتم دنبال سپیده.
س: ....... با صدای بوق ماشین از آرایشگاه زدم بیرون.
حااامیییی😍
ح: بهبههه سلام به عروس کوچولوی خودم🥺
چقدر خوشمل شدی شما😘
س: توعم خیلی جذاب شدی!
ح: حیحی🎀😁
بیا دسته گلت رو بگیر بشین تو ماشین بریم تالار همه منتظر ما هستن.
س: رفتیم و نیم ساعت بعد رسیدیم تالار.
از ماشین پیاده شدیم.
دستمو دور بازوی حامی حلقه کردم و رفتیم تو.... همه تا مارو دیدن بلند شدن.
امشب بهترین شب زندگیم بود.
ح: رفتیم تو جایگاه عروس و داماد نشستیم.
چقدر امشب خوشحال بودم!
هیچوقت این شب رو فراموش نمیکنم من.
نوبت رقص تانگو شد.....
خیلی رقص تمرین کردیم خدا بخیر کنه😁
دستمو دور کمر سپیده حلقه کردم.
س: یه دستمو گذاشتم رو شونش و یه دستمم چفت کردم تو اون یکی دستش.
ح: همه محو تماشای رقص ما شده بودن.
(یواشکی) میخوام به اوج آهنگ که رسید بلندت کنم بچرخونمت.
س:(یواشکی) نه حامی خاااک به سرم میندازیم ناقصم میکنی بخدا آبرومون میره.
ح: بابا نترس تمرین کردم بلدم.😂
س: باشه جون عمت نکیناااا.
ح: میگم بلدم نترس بهم اعتماد کن.
باشه..خدایا خودت پشت و پناهم باش😂