eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
349 دنبال‌کننده
304 عکس
154 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
چنل محدود شده بود پیامم نمیومد😂
هدایت شده از گزارش ایتا
⚠️ اخطار ۱ / تخلف در محتوای داستانی (متنی یا تصویری) نام کانال/گروه: 𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍 🔰انتشار هرگونه محتوای داستانی (رمان و...) که شامل موارد زیر باشد، ممنوع و تخلف محسوب می‌شود؛ ↓ 1️⃣ اشاره به روابط جنسی و صحنه‌های شهوانی 2️⃣ محتوای حاوی برهنگی یا پوشش نامناسب نمونه تخلف شما: https://eitaa.com/93074153/4346 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📮جریمه: محدودیت درج پست 🔻برای رفع محدودیت؛ لطفاً روی لینک زیر👇کلیک کنید، سوالات را با دقت پاسخ دهید تا به‌صورت ، محدودیت رفع شود. 🌐 https://eitaa.porsline.ir/s/LoOS82E?ps_hash=ZXQyODQ3OTY%3D_2_17836039746a4fa306bd044 🚫 جریمه تکرار تخلف: شدن کانال ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 👨🏻‍💻 ثبت درخواست: my.eitaa.com/tickets ⚖️ قوانین و مقررات ایتا: eitaa.org/pg/terms
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏𝟏 س: کم کم همه داشتن میرفتن. ح: کجا میرید حالا؟ بشینید دور هم شام بخوریم خب نرید انقد زود. م: نه مرسی پسرم مزاحم نمیشیم دیگه باید بریم☺️ آ: من و امینم کلی کار داریم مجبوریم بریم خونه به کارمون برسیم دیگه. س: بهونه نیارید دیگه بمونید خب. آ: نه چه بهونه ای خوشگلم؟ من الان باید برم. کافه کلی کار دارم امینم یسری از کارای شرکتش مونده. م: منم شب باید زود بخوابم که صبح زود بیدار شم برم شرکت دخترم. ف: ... بله منم باید صبحونه براش آمادع کنم دیگه هنوز کارای خونم مونده. ح: چی بگم والا؟ حالا دیگه دیگه زیاد اصرار نمیکنم دیگه هرجور راحتید. س: ......ای کاش میموندید خب. ف: دخترم ایشالا یه شب دیگه😊 آ: آره حالا یه شب دیگه دور هم جمع میشیم. س: همه خدافظی کردن و رفتن. ح: .... هوففف خسته شدم😮‍💨 س: خوبه کاری هم نکردی که خسته بشی. همه کارا رو من کردم حامی. ح: من تو کارای خونه کمکت نکردم؟؟ تو چایی دم کردن و چیدن میوه ها تو ظرف؟ س: عشقم تو اینا کمک کردی دستت درد نکنه. ولی من این همه لیوان چایی شستم. این همه لیوان میوه شستم، کارای خونه هم انجام دادم خسته شدم بخدا. ح: .... خب خسته نباشی😂😁 س: مرسی شماهم خسته نباشی😂😘 بیا برو بخواب فردا صبح بیدار شی بری سرکار حامی. ح: حالا یکم دیگه بیدار بمونم تلویزیون ببینم بعدش میرم میخوابم. س: از بابام یاد بگیر حامی. ح: خب بابات رئیس شرکته عزیزم، من حسابدارم زیاد با من کار ندارن بخدا. س: هوفففف😤 چیکارت کنم دیگه؟ باشه باشه. من میرم بخوابم خیلی خوابم میاد. ح: باشه عشقم... شبت بخیر☺️🌙✨ س: شب بخیر عزیزم. لباسام رو عوض کردم... دراز کشیدم رو تخت. شکمم رو نوازش کردم، لبخند روی لبم نشست. الهی دورتون بگردم🥺 از الان ذوق دارم براتون، با اینکه بوده ولی خیلیی منتظرم تا بیاین. خیلی خوشحالم که دارم مامان دوتا بچه میشم. تو فکر بچه هام بودم که چشام گرم شد و غرق خواب شدم. ح: یه چند دقیقه نشستم فیلم دیدم.... چشام گرم شد داشت خوابم می‌برد. تلویزیون رو خاموش کردم و رفتم تو اتاق. آروم خوابیدم رو تخت. سپیده پتو روش نبود.... پتو رو کشیدم رو جفتمون‌ پیشونیش رو بوsیدم و چشامو بستم.