eitaa logo
𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆❤️‍🩹💍
351 دنبال‌کننده
416 عکس
218 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩܢ ܦ̇وܝ‌ ܢ̣ܥ‌‌ܨ ܦ̈ܢܚ݅ܝ̇ߺܭَ ࡅ߳ܝ‌ܣ! کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Haamim 🤍 ✨ ویگن خیلیی قشنگ میگه😍🥺 کپی؟❌ فور؟✅ چنلم؟👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/Dollux
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Haamim 🤍 ✨ و اما سوتی های حامیم😂 کپی؟❌ فور؟✅ چنلم؟👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/Dollux
میشه برگردیم به آمار قبلی؟360 تاییمون کنید؟🥹✨🤍
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐𝟗 هفته بعد ح: .... عزیزم آمادع شدی؟؟ س: آره آره صبر کن ریمیلمو بزنم بریم دیگه. ...... خب آماده شدم بریییم. ح: چه خوشگل شدی ندزدنت😍😂 س: وقتی یه شوهر عصبی و غیرتی دارم نه کسی جرعت نمیکنه حتی منو یه نگاهم بکنه. ح: بله بله نگاه کنه جرررشش میدممم. س: استغفرالله... بیا بریم دیگه دیر شددد. آ: آرایشم که تموم شد رهام با دسته گل اومد تو سالن. ر: بهبه عروس خانوم، چه خوشگل شدی شما☺️ آ: شماهم خیلییی خوشتیپ و جذاب شدی😇 ر: بفرما اینم دسته گلت... بریم عزیزم؟ آ: آره برییممم که خیلیی ذوق دارم. ر: آره منم برای امشب خیلییی ذوق دااارمم. یک ساعت بعد رسیدیم تالار. آ: دستمو دور بازوی رهام حلقه کردم و باهم وارد تالار شدیم. س: با دیدن آلما توی اون لباس عروس خوشگل خنده به لبم اومد. چقدر خوشگل شده بود امشب! آلما و امین باهم خواهر برادر بودن اما.... اصلا کاراشون و رفتاراشون شبیه هم نیست. امین که چه عرض کنم..... ولی آلما یه دختر خوب و آروم و مهربونه. الهی بگردم چی می‌کشه از دست این داداشش. البته خداروشکر ازدواج کرد رفت خونه بخت دیگه از دست این امین خلاص شد بخدا. ...... همه رفتن وسط که برقصن. منم یه چند دقیقه رقصیدم... خسته شدم رفتم نشستم، هوفففف😮‍💨نفسم گرفت. رها هم خسته شد اومد پیشم نشست. ر: سپیده جون حالت خوبه؟؟ س: آره آره عزیزم خوبم چیزیم نیست. ر: آخه... عرق کردی خیلییی. س: آره خب خسته شدم دیگه بخاطر بارداریمه دیگه. ر:آها، ...راستی الان چند ماهته؟ رفتی سونوگرافی برای تعیین جنسیت؟؟ س: آره یه هفته پیش رفتم یه دختر و یه پسر داریم. ر: آخییی🥺 ایشالا سالم به دنیا بیان. س: مرسی خوشگلم😊 آ: نوبت رقص تانگو شد، با رهام رفتیم وسط... ر: ببین بعدش می‌خوام بغلت کنم رو هوا بچرخونمت آلما😁 آ: عوووو از این کارا هم بلدی؟؟ ر: آرع منو دسته من نگیر. آ: یوقت نندازیم ناقصم کنی شب عروسی😂 ر: نه بابا نترس حواسم هست. آ: ببینیم و تعریف کنیم. س: با لبخند داشتم رقص تانگوشون رو نگاه میکردم.... یاد شب عروسی خودم و حامی افتادم. ر: .... ویییی چقدر قشنگ میرقصن😍 س:آره رها یاد شب عروسی خودم و حامی افتادم اصلا. ر: آخییی عزیزم🥹 س: آره خیلییی شب خوبی بود.
لباس،میکاپ و کفش آلما(عروس)