eitaa logo
𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒖𝒄𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒊𝒆𝒇😎
361 دنبال‌کننده
619 عکس
297 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩ! ܟܿوܥ‌‌ࡅ߳ߺߺܙ ܟܿܠߊ‌ܦ̈ܙ‌ ࡅ߳ܝ‌ی😉 کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تایم به فداش و فدای شما قشنگا.
بخدا تو مسابقه لف ها چنل من و نازی (برای نازی همینجاس) ممبراش برنده میشن . یا نیا یا میای ممبری باش که موندگاری چقدر صبر و تحمل درکتونم که زیر 0 😭😭
درود صبح زیباتون بخیر 😊❤️
𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒖𝒄𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒊𝒆𝒇😎
بخدا تو مسابقه لف ها چنل من و نازی (برای نازی همینجاس) ممبراش برنده میشن . یا نیا یا میای ممبری باش
حق گفتی، باگ ایتا هم که دیگه این طبیعی نیست انقد ممبر چنلم کم کنه نهایتا دو سه تا باگ میخوره کم میشه، اینا لف میدن دیگه همینجوری الکی میان الکی هم لف میدن. تررر میزنن تو اعصاب من😐😭
بخدا هر روز صبح کارم اینکه با ترس و استرس بیام که کسی لف نداده باشه آمارم پایین نیومده باشه! وقتیم که میبینم آمارم هی میاد پایین بخدا دلم میشکنه ناراحت میشم عصبی میشم🥺💔
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟕𝟖 ر: بچه رو دادم بغل رها و به آلما کمک کردم که بشینه روی مبل. رها: داداش من پیام به مامان بابا دادم خونه نمیرم اینجا میمونم کمک آلما. آ: رها جونم اگه کاری داری خب نمی‌خواد الکی پای من نمون. ر: نه خوشگلم کاری ندارم که میمونم پیشت. عااااا راستی دیگه کافه نرفتیاااا. آ: شاگردم اونجارو میگردونه، از وقتی متاهل شدم کمتر میرم کافه. رها:آها اوکی. راستی مامان بابا امشب میان اینجا. رهام:کارشون مگه چقدر طول می‌کشه؟ چه کاری دارن اصلا؟ ر: ... نمی‌دونم بهم نگفتن چه کاری دارن. ولی رفتن خارج از تهران دیگه شب برمیگردن. رهام: باشه.... آلما عزیزم پاشو بریم لباسات رو عوض کن بعدم استراحت کن دیگه. پاشو دورت بگردم. دستشو گرفتم و بردمش توی اتاق. بیا.... لباسات اینجاس عوض کن. آ: باشه نیلماه رو میاری پیشم؟ ر: آره الان میرم میارم. آ: لباسام رو به سختی عوض کردم. رهام هم نیلما رو داد تو بغلم. ر: من دیگه برم توعم استراحت کن. آ: باشه عشقم. مشغول نوازش صورتش شدم.... ووویییی خداااا دلم براش ضعف رفت🥺 اون دست و پاهای کوچولوش رو ببین. دلم میخواد بچلونمت جوجوووو😍🐣 خوابوندمش روی تخت. خودمم خوابیدم کنارش و محو تماشاش شدم. کم کم چشام سنگین شد و به خواب رفتم. رهام: رها؟ من میرم بیرون یه سر میزنم به شرکت. ر: باشه داداش برو من حواسم به همه چیز هست خیالت راحت. ر: باشه خدافظ. ر: خدافظ داداشی. رهام: سر راه شیرینی گرفتم و رفتم شرکت و بهشون گفتم که دختر دار شدم. کلی بهم تبریک گفتن. یکم از کارای شرکت رو انجام دادم و برگشتم خونه. آ: پتو رو انداختم روی نیلماه و از اتاق اومدم بیرون. رهام: عشقم بیدار شدی؟ آ: آره عزیزم..... رها: آلما جونم بفرما چایی. آ: دست گلت درد نکنه😊
میرم بیرون یکاری پیش اومده برام، فور میتونید بدید ولی چنل رو شلوغ نکنید لطفا! لف هم ندید لطفا🥺🎀
درو مجدد من برگشتم، البته خیلی وقته برگشتم منتظر بودم برقا بیاد😂😭 چرا یدونه لف؟ همینجوری ادامه بدید به صفر میرسیم بخدا🥺
۵سالـღـگے موزیـ◁❚❚▷ـک اولاش مبـ☆ـارک