eitaa logo
𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒖𝒄𝒌𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒊𝒆𝒇😎
362 دنبال‌کننده
613 عکس
295 ویدیو
0 فایل
بـہ نام نامے یزـבان✨ Ştคrt:𝟏𝟒𝟎𝟓/𝟑/𝟐𝟒 خوش اومـבے بـہ چنلم عروسک🤍🎀 ߊ‌صܭی؟ ܝ̇ߺܘ ܝ‌ߊ‌ضܨ ܝ̇ߺیܢܚࡅ߳ܩ! ܟܿوܥ‌‌ࡅ߳ߺߺܙ ܟܿܠߊ‌ܦ̈ܙ‌ ࡅ߳ܝ‌ی😉 کار בاشتے باهام בر خـבمتم😊👇🏻👇🏻 @Pizza_from_italia:𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧 @Miss_Nazanini:𝑴𝒆
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟖𝟎 رهاااممم؟؟؟؟ پاشو ببینم بسه چقدر می‌خوابی تو؟😐 ر: ........................ آ: وااااا رهاااممممم؟🤨 پاشو ببینم عههههه تنبل. ر: ... عوممم؟ آ: کوفتتتت پاشو دیگه چقدر می‌خوابی تو؟ ر: .................... آ: رهام خان بلند شد دیگه عههههه. پاااشوووو دارم بهت میگمممم. ر: هوممممم آ: رهام پاشو دیگه جان من بلند شو خب. آخخخخخ😣 ر: هومممم؟ چیه چیشد.... آلما؟ آ: آلما زهرمار یک ساعته دارم صدات میکنم گلوم پاره شد خب. اوفففف جای بخیم🥺 ر: الهی بگردم چیشد؟ آ: برو اونور رهام. ر: ببخشد خوشگلم خب خوابم میومد😢 آ: هرچی صدات میزنم بیدار نمیشی خو. ر: گفتم دیگه ببخشید خب😔 آ: ...... باشه حالا بیا صبحونت رو بخور. بعدم آماده شو بریم بیرون خرید کنیم. ر: دست و صورتم رو شستم و صبحونه و چاییم رو خوردم. آ: صدای گریه نیلماه بلند شد. رفتم بغلش کردم. ووویییی دخترم بیدار شده😘 دورت بگردم من دخترم🎀 بعدم شیرش دادم....... ر: عزیزم؟ پاشو حاضر شو بریم خرید برای نیلماه هم شناسنامه‌ بگیریم. آ: آماده شدم..... آقا رهام پاشو حاضر شو. ر: چشم الان میرم. آ: ....... پاشو دیگه تو دوساعت کارته آماده بشی بخدا. ر: واااععع🙁 لباسام رو پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون. آ: یه مغازه پیدا کردیم و رفتیم توش. چشمم خورد به چندتا لباس خوشگل😍 خیلی ناز بودن اونا رو برداشتم. یه کفش خوشگلم براش گرفتم. بعدم کمد و تخت و وسایل دیزاینی گرفتیم. گهواره و کالسکه هم برای نیلماه خریدیم. ر: بعدم رفتیم برای دخترمون شناسنامه گرفتیم و اومدیم خونه. هوفففف😮‍💨 خوبیش اینه اتاقه از قبل رنگ دیوار و ایناش صورتی بوده. آ: آره خوبه دیگه. با کمک رهام اتاق نینی رو آماده کردیم. واااییی خداااا چقدر خوب شد رهام😍 ر: آرههه عاالییی شددد🤌🏻 یهو دیدیم صدای زنگ آیفون اومد.‌.... آ: سپیده اینا هستن عزیزم. س: ..... سلااااامممم😊 ح: سلام ما اومدیم😇 ر: سلام خوش اومدین چه سر زده. آ: آره غافلگیر شدیم. س: دیگه بیرون بودیم گفتیم یه سر هم بیایم اینجا پیشتون. آ: آها خوبکاری کردین. ویییی اینا رو ببین چه بزرگ شدن🥺 ر: آره ماشالاشون باشه. س: دقت نکردین نه؟ جفتشون رنگ چشاشون به خودم رفته😍 آر: بهبهههه👏🏻👏🏻 آ: آها راستی بیاین اتاق نینی رو ببینید. س: ......... چه خوشگل شده عالیه! ح: آره قشنگ شده خیلی. حالا این دختر کوش؟ آ: رو مبل گذاشتیمش😂..... بفرمایید اینم نیلماه خانوم براش شناسنامه هم گرفتیم. س: الهی دورش بگردم من ووویی😘🥰 ح: آخخخخ که چقدر نازه دلم میخواد بچلونمش🤩😚 سپیده: و این بود پایان داستان. سختی هارو رد کردیم دردسر هارو رد کردیم. الان دور هم خوش میگذرونیم. کنار هم حالمون خوبه. به پایان آمد این دفتر حکایت ‌همچنان باقی. پایان:))))))
ماهلین و ماهان خوشگلم🎀❤️
180 پارت آخر و این رمان تموم شد😊
نیو نشر از حامی رو دیدی؟ ببینید جوین نشی حرام
قربونت برم😊❤️ چشم وقت کنم حتما چالش میزارم🎀 ماچچچ😘🥰
من دوباره رمان میخوام 😅 دوباره رمان مینویسی؟
ممبرای خوشگلم نگران نباشید کسایی که تازه عضو شدید تا کسایی که تازه شروع کردید به خوندن این رمانم، پارت ها اصلا پاک نمیشه با خیال راحت بخونید.☺️😇