ساعت شیش صبح بیدار شدم یکم تو گوشی گشتم و یه اشتباهی کردم دوباره خوابیدم. الان به قدری منگم انگار تریاک کشیدم.
همشون موندن توی مغزم. نه میتونم کابوسارو به خاطر بیارم نه میتونم فراموششون کنم. همشون هستن بدون اینکه بفهمم چیان. فقط میدونم تمام شب آزارم دادن جوری که الان حتی بیشتر از شب، احساس خستگی میکنم.
هدایت شده از 𝘉ᮬ𝘢𝘯𝘨𝘭𝘢𝘳ั𝘢⁷|⊙⊝⊜ꨲ
اهم اهم…،
یک دو سه؛صدا میاد؟
کلاغا خبر آوردن 𝘉ᮬ𝘢𝘯𝘨𝘭𝘢𝘳ั𝘢⁷|⊙⊝⊜ꨲ. قصد داره تقدیمیای با وایب رمان اونرش تقدیم چنلای قشنگتون کنه🤏🏻
پس اگر این صدا رو میشنوین،یعنی توی یک بازیِ مافیاییِ مرگبار گرفتار شدید 🎭
شما کافیه:
تگ چنلتون/اکانتتون + لینکش رو بزارید توی پاکت و راهیِ صندوقپستی کنید 📬
تا منم با توجه به رمانم:
← بگم اگر توی [شبسار] بودید،کدوم کاراکتر میشدید .
← اون کاراکتر رو کمی واستون توصیف کنم .
← و اینکه بگم نقشتون توی بازی چی میشد . ( تپ تپ )
💯 در آخر اینو هم حتماً بخونید ( تپ تپ )
🔻مهلت؟ تا فردا شب رأس ساعت ۲۲:۰۰ .
🔺ظرفیت؟ ۲۱ نفر .
• یه صندوقپستیِ دیگه جهت محکمکاری اگر اون اصلی کار نکرد .