تقدیمی هاتون رفت اینجا.
https://eitaa.com/ChallengeDouce
مرسی از همه کسایی که شرکت کردن امیدوارم دوسشون داشته باشید.🤍
از اونجایی که تقدیمی ها رو فقط چند نفر چک کردن تو چنل اصلی هم میزارم تا ببینیدشون
هدایت شده از 𐙚𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
هدایت شده از 𐙚𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
་༘پیکسی
عاشق بارون بودی ولی خب از اونجایی که یک پیکسی تازه متولد شده بودی نمیدونستی بارون چه شکلیه ولی چون بقیه ی پیکسی ها عاشق بارون بودن و مدام ازش تعریف میکردن باعث شد توهم به بارون علاقه مند بشی. یک روز که بارون اومد تو با تعجب گفتی که از آسمون داره آب میریزه؟
بقیه پیکسی ها خندیدن و بهت گفتن که این بارونه و تو انقدر ذوق زده شدی از دیدن بارون که تا آخر بارون محوش شدی.
برای: https://eitaa.com/Loui58e
از طرف: https://eitaa.com/Doucee
هدایت شده از 𐙚𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾
་༘ملکه
پدر و مادرت به خاطره اینکه تو دختر بودی و وارث پسری نداشتن خیلی نگران بودن، اما تو برخلاف بقیه ی پرنسس ها که درگیر ازدواج با شاهزاده ها، گلدوزی و... بودن باهوشتر و منطقی تر بودی کتاب میخوندی و به ادبیات علاقه داشتی اطلاعات زیادی درمورد قلمروهای دیگه داشتی و دلت نمیخواست توی قصر بشینی و گلدوزی کنی، دلت میخواست سوارکاری کنی، تیراندازی یاد بگیری و با اژدها ها بجنگی و یک ملکه مستقل و قدرتمند باشی اما با همه اینا قلب خیلی مهربونی داشتی، با خدمتکارا، مردم و حیوانات مهربون بودی و همه دوست داشتن.
وقتی پدرت فوت کرد مراسم تاج گذاری برات گرفتن در حالی که مادرت خیلی مضطرب بود که تو نتونی ملکه قوی و خوبی باشی، اما وقتی چند ماه از حکومتت گذشت به همه ثابت کردی که میتونی، قلمروتون رو گسترش دادی، به مردم فقیر کمک کردی و تجارت های خیلی خوبی با قلمرو های دیگه انجام دادی و تبدیل شدی به بهترین و قدرتمندترین ملکه ای که وجود داشت.
پ.ن: میدونم ملکه موجود جادویی نیست ولی خیلی وایبش رو میدادی.
برای: https://eitaa.com/evecottage
از طرف: https://eitaa.com/Doucee