یکی از معجزات ادبیات فارسی، کلمهی «وا» ست.
مفید، مختصر، کوتاه، خوشآوا، پرمفهوم، رسانندهی منظور، بینظیر، تغییر معنی بسته به تغییر لحن.
وا عالی،
ممنون از وا.
این فاجعهاس که یکی رو انقدر دوست داشته باشی که جز اون آدم، هیچکس به چشمت نیاد؛ درحالی که اون آدم اصلا توی تقدیر تو نیست.
من این رو تجربه کردم: اضطراب ناشی از انفعال بارها بدتر از اضطراب دستوپنجهنرمکردن با خود مسئلهست؛ حتی اگه بسیار سخت و بدقلق باشه.
نمیدونم چطور بگم ولی این پسرایی که بچه دوست دارن و با بچه ها راحت اُخت میشن خیلی جذابن :)))))
هروقت میرم خواهرمو بغل کنم چون عاشقشم میبینم بوی عطر گرونمو میده دلم میخواد یه کشیده بخوابونم تو گوشش.
دلیل اینکه از مترو زیاد استفاده میکنم نداشتن ماشین نیست، بخاطر اینه که دارم تمرین زندگی تو نیویورک رو میکنم.