من شوهر کردم که دیگه واسه چیزی از بابام اجازه
نگیرم؛ الان با شوهرم دوتایی از بابام اجازه میگیریم.
یچیزیم هست نمیدونم تجربه کردین یا نه، افسردگی بعد موفقیته. یعنی یه کاریو موفق میشی انجام بدی اما چون کسیرو نداری بهت افتخار کنه، بیشتر ناراحت میشی تا ذوقزده.
از خوبياى تنها زندگى كردن اينه كه يه هندونه رو برداشتم نصف كردم، با قاشق کل وسط هندونه رو خوردم
اگه شوهر داشتم نمىتونستم ضايع بود
وقتی با بابا مامانم صحبت میکنم انگار دارن تمرین اسپیکینگ تافل میکنند، فارغ از موضوع مورد بحث، حرف خودشون رو میزنند.
بابام گفت یعنی یهنفر نیست تو بهخاطرش بیای اینجا یه دستهگل درست کنی ببری؟ آه پدر:) برای تمام گلهایی که اون زمان از مغازه نبردم و از غریبه خریدم متاسف شدم:)
یک جا خونده بودم که به آدمهای زشت میگن "چقدر چشات خوشگله" تا قلبشون نشکنه
پس بگو چرا اینهمه بهم میگن خیلی چشمهای خوشگلی داری =)))))))
اینکه شدیدا منتظر پاییزم
به این معنی نیست که قراره حالم بهتر شه.
فقط دلم میخواد تو هوای مورد علاقهام غمگین باشم
اینکه شدیدا منتظر پاییزم
به این معنی نیست که قراره حالم بهتر شه.
فقط دلم میخواد تو هوای مورد علاقهام غمگین باشم