اصلا دلم نمیخواد آدم جدیدی رو بشناسم، حتی دلم میخواد بعضی از اونایی که منو میشناسن هم فراموشم کنن
بدبختی یعنی اینکه شب بابات بهت بگه زودتر بخواب فردا صبح باید پا شی بری نون بگیری و خوشبختی یعنی مادرت بیاد بگه نمیخواد ، تو فریزر نون داریم
موقعی که وسط خواب دیدن یهو از خواب میپریم، اون آدمایی که تو خوابمون بودن، به نظرتون میگن عه فلانی یهو کجا رفت؟
من فک کنم نگرانمون میشن
هیچوقت نفهمیدم چرا اون زرشک پلو با مرغ و سالاد سس مایونزی های مامان ها توی مهمونی ها با روزهای عادی زمین تا آسمون فرق داره؟
اینایی که واسه تولدشون استوری نمیذارن
وایب قاتل سریالی بهم میدن
خب یعنییی چی؟؟ چرا روز تولدت با روز عادی برات فرق ندارههه؟؟؟؟
روز جهانی سلامت روان و روز دختر پشت سر هم بود و تو یه روز نبود چون دوتاش نمیتونن همزمان باهم وجود داشته باشن خخخخخ پسرا شیرن مثل شمشیرن
شماهم مثل من تا حموم نکنید نمیتونید کاری رو انجام بدید؟ میخوام درس بخونم، اول برم حموم. میخوام اتاق مرتب کنم، اول برم حموم. می خوام برم بیرون، اول برم حموم.
پذیرش زخم عمیق سختترین کار ممکنه اما یادت میده دیگه روی هیچی پافشاری نکنی. خط آدمها رو سریع میفهمی، راحت متوجه میشی کدوم آدم شبیه ضارب کدوم زخمته، از چیزهایی که بوی زخم جدید میدن دوری میکنی، میدونی آدمها دردن.
خواهرزادم خیلی کیوی دوست داره، یه بار زنگ زدم خونهی خواهرم، پسرش گوشی رو برداشت، ازش پرسیدم «مامان، بابات کجان؟»
گفت: « رفتن کار کنن برام کیوی بخرن» :)))))
مامان بابام تصمیم گرفتن خونه رو عوض کنن و برام زیاد خوشایند نیست سری بعدی که میرم ایران، احتمالا میرم خونهای که دیگه هیچیش به من ارتباطی نداره:((((
همکارم امروز رفته مصاحبهی گزینش
بهش گفتن پاشو وضو بگیر!
اینم اول شیر آب «فرضی» رو باز کرده، بعد وسط وضو شیر آب رو بسته، گفته حاجآقا! باید مراقب باشیم اسراف نشه!
حاجآقاهه پخش زمین شده از خنده و مصاحبهرو تموم کرده :)