اگه بچه دار شدید یه جوری تنظیم کنید تو ۱۸ سالگی اینا رو بلد باشه:
+یه زبان خارجی
+ یه ساز
+ یه حرفه
+ یه ورزش
+ مهارت هوش هیجانی
+ مهارت ابراز وجود
مشتق و انتگرال و زیست و شیمی خیلی به کارش نمیاد
شما که غریبه نیستید، یه شبایی تو زندگی هست که آدمیزاد تا خرخره پُر از نیازه. نیاز به شنیدن و قضاوت نشدن، نیاز به دستی که از این لجنِ تنهایی نجاتش بده. هر آدمی که اون شبُ تنها بگذرونه، از فردا یه آدمِ کاملاً جدیده.
آدم یهلحظه نگاه به عقب میکنه باورش نمیشه با چه قدرتی تونست تموم اون روزها رو تاب بیاره و زنده بمونه.
خلوت بودن مترو و نبودن ترافیک خیلی خوبه به شرطی که دلیلش خواب بودن بقیه مردم نباشه
من حاضرم پنجشنبه ها هم مترو شلوغ باشه هم ترافیک شدید ولی همه مثل خودم صبح زود بیدار بشن و برن سرکار
به امید روزی که پنجشنبهها کسی تعطیل نباشه، تا محل کار زنگ همه خونهها را بزنید و فرار کنید
این خارجیا واسه چی اونقد درخت کریسمسشونو تزئین میکنن ولی نمی خورنش؟
ما هرسال هفت سینمونو تا تهش میخوریم!
یه فامیل داریم ماهی قرمزاشم میخوره
همکارم میگه بهترین لحظات زندگیم ساعت ۱۰ شب تا ۲ صبحه که بچه رو خوابوندیم و با همسرم میشینیم پی اس فایو میزنیم
الان خارجیا دارن به بچه هاشون میگن رفتیم مهمونی موز ور ندارین به پسته هام دس نزنینااا خودمون داریم، بعد مامانِ میره پسته هارو قایم میکنه
هرچی بیشتر بخوای، کمتر میشه؛ وقتی که کلاً بیخیالش میشی، خودش اتفاق میافته. بیادب.
آدم شرمندهی خودش میشه وقتی میبینه به یه سری از آدما ارزشی قائل شده که ذره ای لیاقتشو نداشتن.
دو تا بچه، پسرم علی رو توی مدرسه میزدن...
امروز روانشناسی و این قرتی بازیا رو کنار گذاشتم رفتم مدرسه رو بهم ریختم
(((:
غم رو از اضطراب بیشتر میپسندم. غم سکون میده، اضطراب فرار و تشویش. ترجیح میدم آدم غمگینی باشم تا مضطرب