دو تا بچه، پسرم علی رو توی مدرسه میزدن...
امروز روانشناسی و این قرتی بازیا رو کنار گذاشتم رفتم مدرسه رو بهم ریختم
(((:
غم رو از اضطراب بیشتر میپسندم. غم سکون میده، اضطراب فرار و تشویش. ترجیح میدم آدم غمگینی باشم تا مضطرب
همسرم داشت دعا میکرد که خدایا تو این سال جدید بخت بچههای خواهرا و برادرامم باز بشه بعد پسرم گفت مامان از سال ۲۰۰۸ داری این دعا رو میکنی واقعا خودت دیگه خسته نشدی:)))))))))
واحد پول کادر درمان شیفته.
مثلا این پالتو ۳ تا شیفته، این کفش پولش ۸ تا شیفته، این گوشی پولش ۲۵۰ تا شیفت
آخر تایم کاری صدام کردند و گفتند میخوایم تعدیل کنیم تا آخر ماه بیشتر نمیتونیم همکاری داشته باشیم.
تو این وضع دلم میخواد گریه کنم ولی خب مردانگی با اشک در تضاده.
دیگه نمیدونم چه کنم ...
درس نخوندی چون وقت زیاد بوده، الانم داری درس نمیخونی چون دیگه وقت کمه و این چرخه تکرار میشه.
کی گفته اول جایگزین پیدا میشه بعد رها میکنن؟
ادم وقتی "از یه قرمساقی ناامید میشه" حتی اگه بدونه تا اخر عمرش تنها میمونه بازم رهاش میکنه.
این اوکیه که درک یه چیزایی برامون سخت یا غیرممکن باشه. ما قرار نیست بتونیم هر تصمیمی که هر انسانی در جهان برای زندگیش میگیره رو بفهمیم.
ما میتونیم خیلی چیزها رو درک نکنیم و در نقطهی کنجکاوی باقی بمونیم.
نکته مهم تو شروع رابطه آمادگی ذهنیه
یعنی اگه به هر دلیلی فکر اکس و رابطه قبلی تو سرتونه شروع کردن رابطه جدید بزرگ ترین اشتباهیه که میتونین مرتکب شین.
چجوری هنوز واسه تولدتون سورپرایز میشید؟ من از ۳ ماه قبل تولدم با یه چشم باز میخوابم که یه وقت کیک نزنن تو صورتم