رفتم نودل بخرم یارو میگه میتونی باهاش مرغ و گوشت هم بخوری،
آخه پفیوز اگه مرغو گوشت داشتم میومدم نودل بخرم؟
حالم خوبه ها، یه دفه یادم میفته انگار همه موفق شدن بجز من، همه خوشبختن بجز من، همه به یه جایی رسیدن بجز من، همه دوست داشته میشن بجز من، همه زندگی میکنن و من فقط نفس میکشم.
دوستان من برای به سرپرستی گرفتن یک گربه ۲۷ الی ۳۰ ساله، آروم و باهوش، خوش اخلاق و خوشتیپ اعلام آمادگی میکنم.
مصیبتیه این دوربین پانسیون هم. تصور این که سرپرست طی بررسیهاش ببینه ساعت شش صبح با چه مرارتی خودم رو به آشپزخونه رسوندم تا چند تیکه از گلکلمهای شورم رو بخورم و با همون سیس جدی برگردم به اتاق، واقعا خیلی مضحکه.
مهاجرت اینجوریه که سال نو میلادی میشه چون هیچ خاطره ای نداری اونجوری حس سال نو نداری، نوروز که میشه چون شهر و بقیه حسی ندارن اونجوری حس سال نو نداری!
•
برگه تقلبم بین برگه ی پاسخ نامم و برگه ی سوالات بود و تحویلش دادم به مراقب :))))))
نوب واقعا
چقد احمق به نظر میرسیدم وقتی او میتونست تموم روز رو بدون صحبت کردن با من بگذرونه، در حالی که من هر دو دقیقه یک بار تلفنم رو چک میکردم تا ببینم به من پیام داده یا نه.
با کسی باشید که وقتی داری راجب چیزایی که اذیتت کرده حرف میزنی؛ فکر نکنه داری غر میزنی…
اگه روزی دلتون خواست کار خودتون رو راه بندازید،
با چند تا چیز باید کنار بیاین:
- بیخوابی
- تنهایی
- گریههای فراوون
- از دست دادن دوستا یا حتی پارتنر
آدما اینجوری شدن که وقتی ازشون فاصله میگیری میان سمتت، همینکه بهشون نزدیک میشی ازت فاصله میگیرن !
از نزار قبانی:
اتفاق می افتد که کسی قطعه ای تاریک از
قلبت را روشن کند،
که کلا وجودش را از یاد برده بودی.